تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
صورت به عرض پادشاه رسيد عمرو ليث گريان گشته ، خود را از اسب در انداخت و روى بر خاك نهاده ، به سر وقت به ناله و زارى پرداخت . بعد از زمانى كه به حال خود آمد . نديمى كه با وى بسيار گستاخ بود پرسيد كه اى ملك !
اين نه وقت گريه و فرياد تست * وقت شادى و مباركباد تست
ملكى دارى وسيع و امراء و وزراى مطيع ، كارها ساخته و دل از دغدغه‌ها پرداخته ، صد و بيست هزار سوار آراسته ، نهال اختيار در بوستان اقتدار پيراسته ، سبب گريه چه بود ؟ عمرو گفت : كه چون آراستگى لشكر خود را ديدم و مردى و مردانگى ايشان را مشاهده كردم . واقعهء كربلا در پيش نظرم آمد و آرزو بردم كه چرا آن روز با اين لشكر فيروز در آن صحراى خونخوار نبودم در وقتى كه امام حسين « عليه السلام » در ميان لشكر دشمن درمانده بود ، من با اين جماعت حاضر شدمى و دمار از دشمنان اهل بيت بر آوردمى . يا جان فدا كردمى ، يا راه فتح و ظفر را به پايان بردمى القصّه ، بعد از وفات او را در خواب ديدند تاجى مكلّل ، بر سر و دواج مرضّع آراسته به جواهر ، بر ميان بسته بر مركبى از مراكب بهشت نشسته ، غلمان نازك بدن پيشاپيش او روان ، و ولدان سيمتن ، بر چپ و راست وى دوان ، گفتند : اى امير حال ، تو بعد از وفات چگونه گذشت ؟ گفت : خداى مرا بيامرزيد و خصمان را از من خشنود گردانيد ، به سبب نيّتى كه در روز عرض لشكر كردم و معاونت شهداى كربلا به خاطر آوردم و آنچه دربارهء مظلومان بر دل من گذشت . و اين نكته معلوم مىشود كه به مجرد نيّتى كه به جهت نصرت امام حسين « عليه السلام » در دل كسى مىگذرد ، موجب نجات است پس بىشبهه جزاى آن شهيدان كه در ملازمت آن حضرت شربت شهادت چشيدند ، رفعت غرفات و علوّ درجات خواهد بود .
شهيدان را به چشم كم مبين كايشان بهر زخمى * كه اينجا يافتند آنجا ز رحمت مرهمى دارند
اگر رفتند با درد و ألم زين عالم ناخوش * به دار الخلد بىدرد و الم خوش عالمى دارند
و هم در عيون الرّضا فرمود : كه هر كه مصيبت ما را يعنى قضيّه كربلا را ياد كند ، پس