تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
كردند و قضا را يكى بر آن حضرت و مركب وى نيامد . تيراندازان خطاكار منفعل شده بازگشتند ، و امام حسين « عليه السلام » به خيمه بازآمد . نور الائمه از امام جار اللّه علّامه « زمخشرى » نقل مىكند كه در آن وقت كه امام حسين « عليه السلام » در كربلا تنها مانده بود .
وراى پرده‌نشينان و كودك بيمار * نمانده هيچ كس ديگر از تبار حسين
حسين گريه كنان در وداع فرزندان * ستاده لشكر بىحد ، در انتظار حسين
امام مىخواست كه حمله كند كه ناگه ، گردى و غبارى پديد آمد ، چنانچه هيچ كس را نمىديد مقارن اين حال شخصى مهيب با شكل عجيب بر مركبى غريب نشسته ، كه سر و دستش به سر و تن اسب ميمانست و پايش به مثابهء شير بود . پيش امام حسين « عليه السلام » آمده سلام كرد ، بدين عبارت كه السلام عليك و على جدّك و على أبيك و أمّك امام حسين « عليه السلام » جواب سلام او بازداد و گفت : تو چه كسى اى نيك بخت ، كه در چنين وقتى بر مظلومان بيچاره و غريبان آواره سلام مىكنى ؟ گفت : يا بن رسول من مهتر پريانم و مولاى سيّد آخر الزّمانم و چاكر شاه مردانم . مرا زعفر زاهد مىگويند ، و لشكر من در اين بيابان است . پدرت در وقتى كه به چاه بئر العلم در آمده ، ديوان را به ضرب ذو الفقار مسلمان ساخت . پدر مرا بر ايشان مرتبه امارت داد و بعد از فوت پدر ، همه در فرمان منند ، دستورى ده تا با لشكر خود بيايم و دمار از اين قوم برآرم .
دوستان را شاد گردانم ، به توفيق خداى * وين ستمكاران سركش را ، دراندازم ز پاى
حضرت امام حسين « عليه السلام » فرمود : كه اى زعفر خدايت مزد دهد ، شما را نبينند و نكشند و شما ايشان را ببينيد و بكشيد اين ظلم باشد . امّا آنكه ملائكه در حرب بدر و حنين نزديك جدّم آمده با كفّار حرب كردند آن به حكم خدا بود ، تو بازگرد و به منزل و محفل خود معاودت كن . زعفر گفت : اى سيّد ما خود او را به صورت آدميان به ايشان نمائيم و حرب كنيم ، اگر از قوم ما هم بكشند شهيد راه تو باشيم حضرت امام حسين فرمود : جزاك اللّه خيرا يا زعفر ، دلم از زندگانى دنيا سير شده است و در علم المنايا ديده‌ام كه من امروز به لقاى پرودگار خود خواهم رسيد . تو براى خاطر من بازگرد و متعرّض اين قوم مشو . زعفر
روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 431 | ملا حسين كاشفى سبزوارى