تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
سيّد الشهدا بر پس پشت افكند و ذو الفقار شاه ولايت حمايل كرد و بر اسب ذو الجناح سوار شده ، آهنگ ميدان نمود پرده‌نشينان حجلهء عصمت ، از پى وى روان و دوان شده گفتند : اى وا ويلاه ما را به كه مىگذارى و اين غريبان بىكس را به كدام كس مىسپارى ؟ امام حسين « عليه السلام » فرمود : بازگرديد شما را به خدا سپردم و او وكيل منست در مهمّات شما ، و كفى باللّه وكيلا امّا چون امام حسين به ميان ميدان رسيده نيزه بر زمين استوار كرد و رجزى آغاز فرمود قريب به بيست بيت و از آن جمله پنج بيت به رسم تبرّك آورده مىشود .
خيرة اللّه من الخلق أبى * ثمّ امّى فأنا ابن الخيرتين
فضّة قد خلصت من ذهب * فأنا الفضّة و ابن الذهبين
فاطم الزّهراء أ حيّ و أبى * وارث الرسل إمام الثقلين
من له جدّ كجدّى فى الورى * أو كشيخى فأنا ابن العلمين
ذهب من ذهب فى ذهب * و لجين فى لجين فى لجين
ترجمه مضمون اين ابيات از كلام عزيزى آورده مىشود .
جدّ من خير الورى ، فاضل ترين أنبياست * آفتاب اوج عزّت ، شمع جمع أصفياست
منقبتهاى پدر گر بر شمارم دور نيست * درّ درج لا فتى و بَدرِ بُرجِ هَل أَتى است
مادرم خير النّسا فرزند خاصّ مصطفا * بر كمال او كلام بِضعَةٌ مِنّى گواست
از برادر گر بپرسى هست شاه دين حسن * آنكه سبط مصطفى ، و نور چشم مرتضى است
هست عمّم جعفر طيّار كاندر باغ خلد * دائما پرواز او تا آشيان كبرياست
حمزه سر خيل شهيدان ، باشدم عمّ پدر * اين چنين اصل و نسب در جملهء عالم كه راست ؟