تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
زين بحر آبگون چو كسى آب خوش نخورد * دل را ز آبخورد جهان سرد كرده‌ايم
پس از محاربت بسيار به سبب غلبهء فجّار و اشرار ، از عالم غدّار رخت بربسته و در روضهء رضاى پروردگار قرار گرفت . « رضوان اللّه عليه » و بعضى گفته‌اند : كه عمر بن على در آن حرب حاضر نبوده و اين قول نزد علما أصلح است . امّا مشهور آنست كه در آن روز به سعادت شهادت فايز گشته است .

62 . شهادت عثمان بن على

و بعد ازو عثمان بن على به اجازت سبط نبى و ولى .
تكاور را ز پيش صف برانگيخت * ز لب مانند دريا كف فرو ريخت
حربى مردانه در پيوست و دست مبارزان را به شوكت مردانگى فرو بست ، و رجزى مىخواند كه سه بيت از ترجمه آن اين است .
آمده عثمان به جنگ تيغ يمان در يمين * خورده به قتل شما پيش برادر يمين
شامى مدبر چرا تيغ كشد بر حسين * نيست دلش را مگر ديدهء انصاف بين
صبح شهادت دميد وقت صبوح منست * مست شدم ، دم‌به‌دم از قدح حور عين
بعد از حرب بيكران به زخم گران يزيد ابطحى ، شمع حيات آن چراغ دودمان ولايت و امامت به باد أجل منطفى شد . و آن گنج جواهر زواهر معانى ، به زير خاك فوات مختفى گشت . « رضوان اللّه عليه » .
رفت و كحل روشنى در چشم عالم بين نماند * برگ عيش و شادمانى در دل غمگين نماند

63 . شهادت عون بن على :

از عقب وى عون بن على كه جوانى بود خوش صورت زيبا سيرت صافى نيّت پاكيزه طويّت . نزد امام حسين آمد و گفت : اى برادر مرا صرفه نيست كه مبارز طلبم كه در آن تأخير و توقّفى مىرود و من در قتال أعادى تعجيل دارم . اجازت فرماى و همّت ارزانى دار امام حسين « عليه السلام » گفت : اى برادر لشكر دشمن بسيار است و مخالف ما از