تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
اى برادر طاقتم از فراق برادران طاق شده ، و تنم در ميدان هجران پايمال خيل فراق گشته ، شرف اجازت ارزانى دار ؟ امام حسين « عليه السلام » او را دستورى داد و عبد اللّه روى به مصاف نهاد و بعد از آنكه صد و هفتاد كس را در مهلكهء فوات افكند به زخم هانى بن ثويب حضرمى از مركب درافتاده ، توجّه به درجات جنان نمود . « رضوان اللّه عليه »
نجات يافت ازين دامگاه رنج و عنا * نزول كرد به گلزار جنّت المأوا

66 . شهادت عباس بن على ( ع ) :

امّا عباس بن على كه علمدار لشكر امام حسين « عليه السلام » بود چون احوال برادران بر آن منوال مشاهده نمود ، سيل اندوه از ديده محنت ديده بگشود .
آيا برادران و عزيزان كجا شدند * در دشت كربلا همه از هم جدا شدند
پس علم برداشته پيش امام حسين « عليه السلام » آورد و بر بالاى سر مباركش بر پاى كرد و گفت اى برادر ! علمدارى ما به قيامت افتاد عنايتى نما و اجازتى فرماى ، امام حسين ( ع ) به گريست و گفت : اى برادر نشانهء لشكر من تو بودى همين كه تو بر وى همه جمعيتها به تفرقه مبدّل گردد عباس « عليه السلام » گفت : اى پسر رسول خداى ! جان من فداى تو باد . دلم از دنيا به تنگ آمده و آئينه سينه از غبار آزار اغيار ، زنگ گرفته مىخواهم كه داد خويشان از ستمكاران بستانم و به تيغ انتقام بعضى از مدبّران كوفه و منكران شام را بيجان گردانم . امام « عليه السلام » فرمود : كه چون مراد تو اين است بايد كه به ميدان روى و اوّل بر اين قوم حجّت گيرى و آنچه با تو گويم بازگوئى و اگر نشنوند پس از آن آغاز حرب كنى پس كلمه‌اى چند با او گفت و إجازت داد عبّاس عليه السلام مبارزى نامدار و شجاعى به غايت عالىمقدار بود . جرأت و قوّت از حيدر كرّار ميراث داشت و پيوسته در معارك مقاتله رايت نصرت برمىافراشت . در اين محل بر مركب تيزپاى آهن خاى ، رعد صداى ، برق‌نماى ، سوار شده با تيغ مصرى و سپر مكّى و خود رومى روى به ميدان نهاد .
برقى گرفته در گفت و ابرى به پيش روى * ماهى نهاده بر سر و چرخى به زير ران
روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 415 | ملا حسين كاشفى سبزوارى