تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
دست عروس را رها كرد و خواست كه از خيمه بيرون آيد عروس دامنش بگرفت و گفت كه اى قاسم چه خيال دارى و عزيمت كجا ميكنى ؟
بگو كز بر من ، چرا مىروى * مرا مىگذارى كجا مىروى ؟
قاسم گفت : اى نور دو ديده ، عزم ميدان دارم و همّت بر دفع دشمنان مىگمارم . دامنم را رها كن كه عروسى و دامادى ما به قيامت افتاد .
غبارى بر دميد از راه بيداد * شبيخون كرد بر نسرين و شمشاد
برآمد ابرى از درياى اندوه * فرو باريد ، سيلى كوه تا كوه
ز روى دشت بادى تند برخاست * هوا را كرد با خاك زمين راست
رسيد از عالم غيبى ندائى * نداى نه صداى آشنائى
كه احسنت ! اى زمان و اى زمين زه * عروسان را به دامادان چنين ده
عروس گفت : كه اى قاسم مىفرمائى كه عروسى ما به قيامت افتاد . فرداى قيامت تو را كجا جويم و به چه نشان بشناسم ؟ گفت مرا به نزديك پدر و جدّ طلب كن ، و بدين آستين دريده بشناس پس دست فراز كرد و سر آستين بدريد و غريو از اهل بيت برآمد .
قاسما ! اين چه ظلم و بيداديست * اين نه آئين و رسم داماديست
امّا چون حضرت امام حسين « عليه السلام » ديد ، كه قاسم به مصاف مىرود گفت اى جان عمّ ، به پاى خود به گورستان مىروى ؟ بدين گونه نتوان رفت دست كرد و گريبانش چاك زد و هر دو سر دستارش به جانب رويش فرو گذاشت و لباس به شكل كفن در پوشانيد و تيغ خود به دست وى داد و به ميدانش فرستاد . و قاسم روى به معركه نهاد آغاز رجز كرد و ترجمه بعضى از ابيات رجز او در منظومات ابو المفاخر بدين منوال ايراد نموده است .
دل خريدار جاه خواهم كرد * جان فدا بهر شاه خواهم كرد
با اساس و لباس دامادى * عزم ترتيب راه خواهم كرد
بسم مركب و سر نيزه * ماه و ماهى تباه خواهم كرد
آب هندى و باد تازى را * به شهادت گواه خواهم كرد
بلبل آئين به نغمه‌هاى حزين * بانگ وا سيّداه ، خواهم كرد