مصيبت اندوهناك باشد مقرّر است كه با حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله موافقت نموده و از اينجا گفتهاند كه ارواح انبيا « على نبيّنا و عليهم السلام » به جهت موافقت با آن حضرت همه در واقعهء حسين « ع » محزون و مغموم گشتهاند .
آدم در اين عزا به غم و غصه مبتلاست * كشتى ، نوح غرقهء طوفان ابتلاست
هان اى خليل آتش نمرود ديدهاى ؟ * اين شعله بين كه در جگر شاه اولياءست
رنگين چراست پيرهن موسوى ز نيل * و ز دست غصّه جبّه عيسى چرا قباست
گويا براى ماتم سلطان دين حسين * چندين خروش و ولوله در خيل أنبياست
اينها غم از براى دل مصطفى خورند * آن خود چه حسرتست كه در جان مصطفى است
گر مرتضى بگريد ازين غصّه درخورست * ور فاطمه بنالد از اين حالها ، رواست
سوزش نه بر زمين بود و بس كه بر سپهر * در هر كه بنگرى به همين داغ ، مبتلاست
و اين حكايت امّ الفضل در كتاب مطالب السئول فى مناقب آل الرسول از كمال الدين ابن طلحه منقولست ، و در شواهد از ام الحارث نقل كرده و اللّه اعلم . سوّم خبر شهادت حسين عليه السلام در سه سالگى واقع شده و اين حكايت را امام طبرى در سير كبير آورده ، كه يكى بود از ياران رسول « صلى اللّه عليه و آله » كه او را دحيهء كلبى گفتندى ، جوانى بود زيبا روى نيكو خوى اوقات وى به تجارت مىگذشت ، هرگاه كه به نزديك آن سرور آمدى آن حضرت او را گرامى داشتى و هر بار كه بيامدى دست تهى نبودى ، بلكه از جهت حسن و حسين ميوههائى كه در آن زمان بودى بياوردى و شاهزادگان