باب نهم در رسيدن امام حسين « ع » به كربلا و محاربه نمودن با اعداء
حقّا كه شرح اين حكايت مشتمل بر نكايت ، به مرتبهاى است ، كه به اعانت قوّت تقرير در مكان امكان نگنجد ، و ثبت اين قصّه منطوى بر غم و غصّه بمثابهاى است ، كه به وسيله صورت تحرير ، به حيّز ظهور در نيايد ، نه زبان قلم را طاقت اظهار است و نه قلم زبان را قوّت و ياراى گفتار .
همىترسم كه اندر وقت تقرير * زبان از آتش بىحد بسوزد
وگر تحرير خواهم آن زمان هم * قلم بشكافد و كاغذ بسوزد
نه سامع را قوّت شنودن اخبار استعلاى نواير اين حكايات است ، و نه قائل را استطاعت بيان استيلاى شدايد اين روايات .
فرياد كه ياراى سخن نيست زبان را * بر بست غم و غصّه ره نطق و بيان را
اعلام اين حادثه جانسوز كه يضيق صدرى ! نتيجه اوست ، و اخبار واقعه غم اندوز كه و لا ينطلق لسانى ! خاصيّتى متفرّع برو به چه وجه بر منصه تبيين و تفصيل ظاهر و هويدا تواند شد ؟ :
ز دست گريه كتابت نمىتوانم كرد * كه مىنويسم و مغسول مىشود فى الحال
ز آه و ناله حكايت نمىتوانم كرد * كه صد گره به زبان مىفتد به وقت مقال