تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
طلوع كرد بتابيد حق ز برج كمال * مهى خجسته رخ و أخترى مبارك فال
ازين نهال شرف تازه گشت گلشن دين * چنان كه تازه شود برگ گل ز باد شمال
مژدهء قدومش به حضرت سيّد كاينات عليه أفضل الصلوات و أكمل التحيّات رسيده ، به خانهء فاطمه تشريف آورد و أسماء بنت عميس او را در خرقهء سفيد پيچيده بر كنار آن حضرت نهاد ، و سرور عالم ( صلى اللّه عليه و آله ) بانگ نماز در گوش راست و اقامت در گوش چپ او گفت و فرمود كه يا على اين فرزند را چه نام نهاده‌اى ؟ گفت مرا جرئت آن نيست كه به حضرت شما سبقت كنم امّا در خاطر مىگذشت كه او را حرب نام كنم . و قولى آنست كه به نام برادر خود جعفر مسمّى گردانم ، حضرت فرمود كه من نيز در تسميهء او به حق سبحانه و تعالى سبقت نمىكنم ، مقارن اين حال جبرئيل ( عليه السلام ) فرود آمد و گفت يا رسول اللّه آن پسر را ( حسن ) به نام يك پسر هارون نبى عليه السلام مسمّى گردانيدى ، اين فرزند هم بايد كه هم نام ديگر پسر او باشد . حضرت پرسيد پسر دوم هارون چه نام داشت ؟ گفت شبير ، گفت اى جبرئيل اين لغت نيز عبريست و مرا حق سبحانه لسان عربى مبين كرامت فرموده ، چگونه فرزند خود را به لغت ديگر نام نهم ؟ جبرئيل فرمود : كه يا رسول اللّه معنى شبير به لغت عربى ، حسين است . پس آن حضرت او را حسين نام نهاد ، و در روز هفتم عقيقه كرد از براى وى به دو گوسفند ، چنانچه از براى برادرش كرده بود ، و به فرمود : تا سرش بتراشيدند و به وزن آن نقره تصدّق فرمود . آورده‌اند كه چون حسين متولّد شد حقّ سبحانه جبرئيل را بفرستاد ، و گفت برو و حبيب ما را تهنيت برسان ، و بعد از آن خبر ده او را از قتل حسين و تعزيت آن هم به وى رسان ، چون جبرئيل بيامد حسين بر كنار رسول بود و آن حضرت بوسه بر حلق او مىداد پس جبرئيل تهنيت فرمود و آغاز تعزيت رسانيدن نمود ، حضرت سؤال كرد كه سبب تهنيت معلومست ، موجب تعزيت چيست ؟ گفت يا رسول اللّه اين موضع از حلق اين پسر كه حالا بوسه‌گاه تست بعد از وفات مادر و شهادت پدر و برادر به تيغ جفا مجروح خواهند گردانيد ، و شمّه‌اى از واقعه كربلا به عرض خواجه رسانيد ، مصطفى ( صلى اللّه عليه و آله ) گريان شد ، مرتضى على حاضر بود گفت يا سيّد المرسلين سبب گريه چيست ؟ آن حضرت