تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
« اللّهمّ إنّى أحبّه فأحبه » بار خدايا من او را دوست مىدارم پس تو نيز وى را دوست دار ، و در روايتى آن است كه او را دوست مىدارم و كسى را كه وى را دوست مىدارد دوست مىدارم . و از ابو هريره منقول است : كه هرگز امام حسن را نديدم الّا كه از شادى لقاى او آب از چشم من ريزان شد به جهت آنكه روزى با حضرت رسول ( صلى اللّه عليه و آله ) به سوق « قينقاع » رفته بوديم و بعد از مراجعت به مسجد درآمديم حضرت ( صلى اللّه عليه و آله ) فرمود كه لكع را بخوانيد زمانى برآمد امام حسن در رسيد و خود را در كنار آن حضرت افكند و دست به درون محاسن مبارك آن حضرت در مىآورد ، سيّد عالم ( صلى اللّه عليه و آله ) و سلم دهان مبارك در دهان وى مىنهاد و مىگفت « اللهم انى احبّه و احبّ من يحبّه » شيخ فريد الدين عطار ( قدس سرّه ) در كتاب « گل و هرمز » آورده .
امامى كو امامت را حسن بود * حسن آمد كه جمله حسن ظن بود
همه حسن و همه خلق و همه علم * همه لطف و همه جود و همه حلم
شب از موى سياهش تيره مانده * ز رويش ماه روشن خيره مانده
لبش قائم مقام حوض كوثر * كه بودى چشمهء نوش پيمبر
چنان نوشى به زهرآلوده كردند * دلش خون و جگر پالوده كردند
ز زهرش چون جگر شد پاره پاره * ز غصّه گشت ، خونين سنگ خاره
در سنن ترمذى مرفوع به ابن عباس ( رضى اللّه عنه ) ، مرويست كه : حضرت رسول ( صلى اللّه عليه و آله ) حسن را بر دوش خود نشانده بود ، مردى گفت « نعم المركب ركبت يا غلام » نيكو مركبى است كه سوار شده‌اى اى پسر ! آن حضرت فرمود و « نعم الراكب هو » و او نيز نيكو سوارى است . در شواهد آورده ، كه روزى رسول « صلى اللّه عليه و آله » به منبر برآمد و حسن با وى ، بود گاهى به مردمان نظر مىكرد و گاهى به سوى وى و مىگفت : اين پسر من سيّد است و زود باشد كه خداى تعالى اصلاح كند به واسطهء وى ميان دو گروه از مسلمانان . و احاديث صحيحه در مناقب حسن و حسين بسيار است و همين يك نكته كه : « هما ريحانتىّ من الدّنيا » مستبصر متأمّل را كافى است و خبر « الحسن و الحسين سيّدا شباب اهل