و دعا على عتبة بن أبي لهب - لما تلا عليه السّلام و النجم فقال عتبة كفرت بربّ النجم - بتسليط كلب اللّه عليه ، فخرج عتبة إلى الشام ، فخرج الأسد فارتعدت فرائصه ، فقال له أصحابه : من أي شيء ترتعد ؟ فقال : إنّ محمدا دعا عليّ فو اللّه ما أظلّت السماء على ذي لهجة أصدق من محمد ، فأحاط القوم بأنفسهم و متاعهم عليه ، فجاء الأسد فلحس رؤوسهم واحدا واحدا حتى انتهى إليه فضغمة ففزع منه و مات .
و أخبر بموت النجاشي ، و قتل زيد بن حارثة بموتة فأخبر عليه السّلام بقتله في المدينة و ان جعفرا أخذ الراية ، ثم قال : قتل جعفر ، ثم توقف وقفة ثم قال : و أخذ الراية عبد اللّه بن رواحة ، ثم قال : و قتل عبد اللّه بن رواحة ، و قام عليه السّلام إلى بيت جعفر و استخرج ولده و دمعت عيناه و نعى جعفرا إلى أهله ، ثم ظهر الأمر كما أخبر عليه السّلام .
آن حضرت يك بار كه سورهء « و النجم » را تلاوت مىكرد ، عتبة بن ابى لهب گفت :
من به پروردگار نجم كافرم . پس آن حضرت بر او نفرين كرد كه خداوند سگهاى خود را بر او مسلط كند . پس از آن عتبه آهنگ سفر به شام كرد . شيرى در راه بر كاروان بيرون آمد . لرزه بر اندام عتبه افتاد . يارانش به او گفتند : از چه چيز مىترسى ؟ گفت :
محمد بر من نفرين كرده است ، و سوگند به خدا ، آسمان بر كسى راستگوتر از محمد سايه نيفكنده است . آنگاه كاروانيان ، خود با كالاهايشان گرد عتبه را گرفتند ، [ و خوابيدند . ] پس شير آمد و يكى يكى سرهاى كاروانيان را ليسيد ، تا به عتبه رسيد ، پس او را با دندان دريد ، و او فرياد بر آورد و جان داد . « 1 »
پيامبر همچنين از مرگ نجاشى خبر داد . « 2 » زيد بن حارثه در غزوهء موته كشته شد ، و پيامبر در حالى كه [ خود در آن غزوه شركت نداشت و ] در مدينه بود ، از كشته شدن او خبر داد و گفت كه جعفر پرچم را به دست گرفت . سپس گفت : جعفر كشته شد . آنگاه
هامش
( 1 ) - تفسير گازر ، ج 9 ، ص 250 ، بحار الانوار ، ج 18 ، ص 58 .
( 2 ) - دلائل النبوة ، ج 4 ، ص 412 - 410 .