تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
بار ] به على گفت : همانند آنچه انجام دادى ، [ دوباره ] انجام ده . على در روز سوم همانند بار قبل عمل كرد . پس [ اين بار ] پيامبر با على عليه السّلام بر خلافت پس از او و پيروى از او بيعت كرد . « 1 » جابر بن عبد اللّه روز خندق براى آن حضرت بزغاله‌اى ذبح كرد و يك من آرد جو نان كرد و آن حضرت را [ به طعام ] دعوت نمود . پيامبر گفت : من با يارانم بيايم . جابر گفت : بلى . آنگاه جابر نزد همسر خويش آمد و داستان را برايش باز گفت . همسرش گفت : آيا تو به پيامبر گفتى شما با يارانتان بياييد ؟ جابر گفت : نه ، بلكه او ، وقتى فرمود من با اصحابم بيايم ، گفتم : بلى . همسرش گفت : او به آنچه گفته است داناتر است . پس آنگاه كه پيامبر آمد ، فرمود : چه داريد ؟ جابر گفت : جز بزغاله‌اى در تنور و يك من نان جو كه پخته‌ايم ، چيزى نداريم . پيامبر فرمود : يارانم را ده نفر ده نفر بر در خانه بنشان . او چنين كرد ، پس همگى [ از آن طعام ] خوردند . « 2 » و سبّح الحصا في يده عليه السّلام ، و شهد الذئب له بالرسالة ، فإن أهبان بن أوس كان يرعى غنما له ، فجاء ذئب فأخذ شاة منها ، فسعى نحوه ، فقال له الذئب : أتعجب من أخذي شاة ؟ هذا محمد يدعو إلى الحق فلا تجيبونه ! فجاء إلى النبي و أسلم ، و كان يدعى مكلّم الذئب . و تفل في عين علي عليه السّلام لمّا رمدت فلم ترمد بعد ذلك أبدا ، و دعا له بأن يصرف اللّه تعالى عنه الحرّ و البرد فكان لباسه في الصيف و الشتاء واحدا . و انشق له القمر ، و دعا الشجرة فأجابته و جاءته تخدّ الأرض من غير جاذب و لا دافع ثم رجعت إلى مكانها .
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 542 ، دار الكتب العلميه ، بيروت ، و الغدير ، ج 2 ، ص 279 و 278 . ( 2 ) - دلائل النبوة ، نوشته بيهقى ، ج 3 ، ص 422 - 425 ؛ بحار الانوار ، ج 18 ، ص 25 با تفسير قمى ، ج 2 ، ص 179 و 178 .