ماه براى آن حضرت شكافت ، پيامبر درختى را نزد خود خواند [ و فرمود : بيا اينجا ] ، و درخت زمين را شكافت و نزد او آمد ، بىآنكه كسى او را بكشد يا براند . و سپس درخت به جاى اوّل خود بازگشت . « 1 »
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به تنهء درختى تكيه مىزد و خطبه مىخواند . سپس براى آن حضرت منبرى ساختند و پيامبر بر آن نشست [ و براى مردم سخن گفت . ] در اين هنگام آن ستون ناله كرد ، نالهاى همچون نالهء شترى كه بچهاش را مىخواند . پيامبر [ با شنيدن آن ناله ، نزديك ستون آمد و ] آن را دربر گرفت و ستون آرام شد . « 2 »
پيامبر ، در موارد فراوانى از حقايقى نهانى و غيبى خبر داد ، مانند خبر دادن از كشته شدن حسين عليه السّلام و محلّ ريخته شدن خون آن حضرت . آن امام عليه السّلام بعدها در همان مكان كشته شد « 3 » و به كشته شدن ثابت بن قيس شماس خبر داد كه پس از آن حضرت ، كشته شد . « 4 »
به اصحاب خود از فتح خبر داد و به آنان سفارش كرد كه با قبطيان به نيكى رفتار كنند ، زيرا آنان [ با اعراب ] همپيمان و هم رحماند ، [ چون هاجر مادر اسماعيل از آنها بود . ]
از ديگر اخبار غيبى پيامبر آن بود كه خبر داد مسيلمه در يمامه و عنسى در صنعا ادعاى پيامبرى كرده به زودى كشته خواهند شد . آنگاه فيروز ديلمى پس از گذشت زمان اندكى از رحلت پيامبر ، عنسى را كشت « 5 » و خالد بن وليد نيز مسيلمه را به قتل رساند . « 6 » و نيز على را از داستان ذى الثديه آگاه ساخت ، كه خواهد آمد . « 7 »
هامش
( 1 ) - دلائل النبوة ، ج 6 ، ص 17 - 13 .
( 2 ) - همان ، ج 6 ، ص 68 - 66 .
( 3 ) - دلائل النبوة ، ج 6 ، ص 472 - 468 .
( 4 ) - همان ، ج 6 ، ص 357 - 354 .
( 5 ) - دلائل النبوة ، ج 5 ، ص 336 - 334 و ج 6 ، ص 358 .
( 6 ) - تاريخ الاسلام ، عهد الخلفاء ، ص 38 .
( 7 ) - بحار الانوار ، ج 18 ، ص 113 ، دلائل النبوة ، ج 6 ، ص 433 .