و نقل عنه عليه السّلام في بئر قوم شكوا إليه ذهاب مائها في الصيف فتفل فيها حتى انفجر الماء الزلال منها ، فبلغ أهل اليمامة ذلك ، فسألوا مسيلمة لما قلّ ماء بئرهم ذلك ، فتفل فيها فذهب الماء أجمع .
دوم آنكه از پيامبر معجزات فراوانى نقل شده ، مانند جوشش آب از ميان انگشتان آن حضرت پس از بازگشت از غزوهء تبوك ، تا آنجا كه جمع فراوانى با آب اندكى سيراب شدند . « 1 »
و مانند بازگشتن آب چاه حديبيه به طور كامل ، هنگامى كه اصحاب پيامبر از او آب خواستند و آب چاه پايان يافته بود ؛ حضرت در آن هنگام تير خود را به براء بن عازب داد و به او فرمان داد كه در چاه فرو رود و آن تير را در چاه بكارد ، براء چنين كرد و در همان حال آب فراوانى از چاه جوشيد ، تا آنجا كه مردم ترسيدند براء غرق شود .
از آن حضرت دربارهء چاه قومى كه از قطع آب آن در تابستان ، نزد ايشان شكايت برده بودند ، نقل شده كه وى آب دهان در آن چاه انداخت ، و آنگاه آبى زلال از آن بجوشيد ، اين خبر به گوش اهل يمامه رسيد ، و آنان نيز وقتى آب چاهشان كم شد از مسيلمه [ كه در ميانشان به ادعاى پيامبرى برخاسته بود ] خواستند كه او نيز چنين كند .
مسيلمه در آن چاه آب دهان انداخت ، پس آب چاه به طور كامل قطع شد . « 2 »
و لما نزل قوله تعالى :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
قال لعلي عليه السّلام : شقّ فخذ شاة و جئني بعس من لبن وادع لي من بني أبيك بني هاشم ، ففعل علي عليه السّلام ذلك و دعاهم و كانوا أربعين رجلا ، فأكلوا حتى شبعوا ما يرى فيه إلّا أثر أصابعهم و شربوا من العسّ حتى اكتفوا
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 17 ، ص 188 ؛ تاريخ الاسلام نوشتهء ذهبى ، ص 342 ، دلائل النبوة ، نوشته بيهقى ، ج 5 ، ص 227 ، 232 و 236 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 18 ، ص 28 ، ح 11 .