( 2 ) [ وجوب معصوم بودن امام ]
و امتناع التسلسل يوجب عصمته ، و لأنّه حافظ للشرع ، و لوجوب الإنكار عليه لو أقدم على المعصية فيضادّ أمر الطاعة ، و يفوت الغرض من نصبه ، و لانحطاط درجته عن أقلّ العوامّ .
امتناع تسلسل [ كه براى هر امامى ، امام ديگرى باشد ] دليل وجوب معصوم بودن امام است . دليل ديگر بر اين امر آن است كه او حافظ شرع [ و احكام دين ] است ، و نيز اگر او مرتكب گناه شود نهى كردن او از منكر واجب خواهد بود و اين با امر به فرمانبردارى از او تضادّ دارد ، و نيز غرض از نصب او نقض خواهد شد . و به خاطر آنكه [ در صورت سرزدن گناه از او ] درجهء او از كمترين مردم عادى پايينتر خواهد بود .
و لا تنافي العصمة القدرة .
عصمت با قدرت [ بر گناه ] منافاتى ندارد .
( 3 ) [ لزوم افضل بودن امام از ديگران ]
و قبح تقديم المفضول معلوم ، و لا ترجيح في المساوى
قبيح بودن مقدم داشتن كسى كه فضلش كمتر است [ بر كسى كه افضل از اوست بر همگان ] معلوم است ، و ترجيحى در آنجا كه [ امام و رعيت در فضل ] برابرند ، وجود ندارد .
( 4 ) [ وجوب نصّ بر تعيين امام ]
و العصمة تقتضي النصّ و سيرته عليه السّلام .