جهلهاشان بدان كامل شود .
روايت كردهاند كه محمّد [ بن ] ابى زيد الكوفى البزّاز پرسيد از صادق - عليه السّلام - كه سالى چند ماه است ؟ گفت : دوازده . گفت : امام چند باشند ؟
گفت : به عدد فرزندان يعقوب . ديگر باره پرسيد كه برج آسمان چند است ؟ گفت :
دوازده . گفت : به حقيقت بدانستم كه امام دوازده است . گفت : امام آخرين را نام چيست ؟ گفت : همنام جدّ من محمّد مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و همنام پدر من باقر . گفت : كنيت وى چه باشد ؟ گفت : ابو القاسم و مهدى و قائم و حجّت آل محمّد . و روا نبود كه وى را به نام و به كنيت بخوانند تا كه خروج كند . وى را دو غيبت باشد : يكى كهين كه كس باشد كه وى را ببيند و دوم مهين كه كس وى را نبيند تا وقت قيام ظهور وى و در اوّل ظهور وى سيصد و سيزده كس با وى ظاهر گردند .
گفت : يا بن رسول اللّه ؛ اين سيصد و سيزده از كجا باشند ؟ گفت : چهار تن از پيغمبران باشند : يكى - عيسى بن مريم ، دوم - ادريس ، سيّم - خضر ، چهارم - الياس - عليهم السّلام .
گفت : ديگران از كجا باشند ؟ گفت : چهار تن از فرزندان حسن على - عليه السّلام - باشند و دوازده تن از فرزندان حسين على - عليه السّلام .
گفت : ديگران از كجا باشند ؟ صادق - عليه السّلام - گفت : وقت نماز است . به نماز مشغول مىبايد شد . بامداد پگاه بيا تا تو را از آن خبر دهم .
محمّد بن ابى زيد ديگر روز بامداد دوات در آستين نهاد و كاغذ و پيش صادق - عليه السّلام - آمد . صادق - عليه السّلام - گفت : بنويس آن كسانى كه با فرزند من خروج كنند ، چهار تن از مكّه باشند و چهار تن از بيت المقدس و دوازده تن از شام و هفت تن از يمن و سه تن از آزر و پنجاه و سه تن از ( 115 - چ ) بوظه و سه تن از بنى عروه و چهار تن از بنى متين و دو تن از بنى اسد و چهار تن از عقيلى و هفت تن از بغداد و چهار تن از واسط و هفت تن از بصره و شش تن از ناحيت بصره و چهار تن از خوزستان و دوازده تن از كوهستان و هفت تن از ديلمان و هفت تن از گيلان و دوازده
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 294
مساهمون: حسن بن حسين شيعى سبزوارى
ص٢٩٤