تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
تن از طالقان و شعيب بن صالح از طالقان اسفهسالار قائم باشد و چهار تن از جرجان و هفت تن از مازندران و چهار تن از رى و دوازده تن از قم و سيزده تن از ناحيت قم و يك تن از اصفهان و چهار تن از كرمان و يك تن از مكران و سه تن از مولانامه و سه تن از مرو و پنج تن از هندوستان و سه تن از غربى و دو تن از ما وراء النهر و سه مرد حبشى و دوازده مرد از كوفه و چهار مرد از سامره و چهار مرد از نيشابور و دوازده مرد از سبزوار و هفت مرد از طوس و ناحيت طوس و سه مرد از دامغان و چهار مرد از خاخوار رى و پنج مرد از كوهپايهء رى و چهار مرد از مصر و هفت مرد از شيراز و دو مرد از طبرستان و سه مرد از حلب و چهار مرد از كوس . اين جمله سيصد و سيزده مرد باشند كه ظاهر و باطن ايشان يكى باشد و تن و مال خود فداى يكديگر كنند . آنگه پرسيد كه خروج از كجا كند ؟ گفت : از خانهء خداى جلّ جلاله ، جامهء وى سفيد باشد . دو انگشترى در انگشت دارد : يكى انگشترى حسن على و بر آنجا نبشته باشد : « انّى واثق برحمتك » . ديگر انگشترى حسين على و بر آنجا نوشته باشد : « انّى مستجير بك يا امام الفائقين » . گفت : كدام روز باشد كه خروج كند ؟ گفت : روز پنجشنبه پديد آيد و روز آدينه وقت نماز پيشين خروج كند . سيصد هزار مرد با وى نماز كند . گفت : لشكرگاه وى چند باشد ؟ گفت : چهل ميل . در لشكر وى طرّار و فاسق نباشد . چند هزار جايگاه قرآن خوانند و جمله نماز جماعت كنند . هر كه از پس فرزند من نماز كند و دعا كند هر حاجت كه از خداى تعالى در خواهد ، اجابت كند . جملهء گنجهاى روى زمين پديد آيد و جملهء ( 116 - ر ) روى زمين عدل گيرد . گفت : به چه سلاح حرب كند ؟ گفت : ذو الفقار امير المؤمنين على - عليه السّلام - با وى باشد و قضيب پيغمبر و درق « 1 » حمزه و زره جعفر طيّار و عمودى چهل رطل باشد ، هفتاد علمدار بود وى را . بر هر علمى آيتى از قرآن نوشته باشد . زبانش خوش باشد . شيرين سخن بود . با پيران پير باشد و با كودكان زندگانى نيكو كند ، به خلق محمّد مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - باشد و به
هامش
( 1 ) . درق : سپر ، سپرى كه از پوست كرگدن درست كنند .