تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
گفت : گروهى مردمان نزديك حسن - عليه السّلام - آمدند و گفتند : ما را بنما از آن عجايبها كه از پدرت مىديديم . حسن - عليه السّلام - فرمود : شما بدان ايمان داريد ؟ گفتند : ما همه ايمان داريم كه تو حجّت خدايى و تو را دلالتها و برهانهاست ، چنان كه پدرت را بود . گفت : شما پدرم را شناسيد ؟ گفتند : آرى ؛ ما همه در صحبت وى بسيار بوده‌ايم . حسن - عليه السّلام - گوشهء پرده‌اى كه از خانه فروگذاشته بود ، برگرفت و گفت : بنگريد . ايشان چون بنگريستند ، امير المؤمنين را ديدند . گفتند : و اللّه هذا امير المؤمنين حقّا . پس همه گفتند : گواهى مىدهيم كه تو فرزند وىاى به حقّ و حجّت خدايى بر خلقان و پدرت ما را ازين عجايبها و دلايلها بسيار [ نموده بود - صلوات اللّه عليه . ] « 1 »

فصل چهارم در مدّت عمر وى و وقت وفات وى - عليه السّلام .

عمرش چهل و هفت سال بود . چون رسول خداى وفات كرد ، او هفت‌ساله بود و گفته‌اند كه هشت‌ساله بود و چون امير المؤمنين را شهيد كردند ، سى و هفت‌ساله بود . از خلافتش شش ماه و سه روز بيش بر نيامده بود كه ميان وى و ميان معاويه ، « 2 » صلح افتاد و سبب صلح آن بود كه رؤساى [ 79 - پ ] اصحاب وى قصد كردند و به معاويه نامه‌ها نوشتند در پنهان كه چون دو لشكر به يكديگر نزديك شوند ، ما حسن را بگيريم و به تو تسليم كنيم . « 3 » معاويه نامه‌اى نوشت به نزديك حسن على و از او صلح خواست و نامه‌هاى ياران به وى فرستاد . چون چنان ديد ، صلح كرد با وى با شرطهاى بسيار . يكى آنكه امير را دشنام ندهد و به لعنت نفرمايد و خطيبان را بر سر منبر از لعنت بازدارد و شيعهء وى را ايمن گرداند و حقّ ايشان با ايشان برساند و
هامش
( 1 ) . م : است . ( 2 ) . در خصوص صلح امام حسن ( ع ) بنگريد به : صلح امام حسن ( ع ) ، شيخ راضى آل ياسين ، ترجمهء آية اللّه سيّد على خامنه‌اى . ( 3 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 33 .