فصل اوّل در ولادت او - عليه السّلام .
ولادت او در مدينه بود شب نيمهء ماه رمضان سنهء ثلاث من الهجرة . « 1 » فاطمه - عليها السّلام - او را به نزديك حضرت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - برد در خرقهاى پيچيده از حرير بهشت كه جبرئيل آن را به نزد رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آورده بود . حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بانگ نماز در گوش راست وى گفت و قامت در گوش چپ وى . « 2 » آنگه على را گفت : وى را چه نام كردهاى ؟ گفت : سبقت نكردهام در نام كردن وى بر رسول خداى . رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود : من نيز سبقت نكنم بر خداى تعالى . جبرئيل آمد و گفت : السّلام عليك يا محمّد ؛ علىّ اعلى تو را سلام مىرساند و مىفرمايد كه على تو را به منزلهء هارون است از موسى ، نام كن اين پسر را به نام پسر هارون . گفت :
نام پسر هارون چه بود ؟ گفت : شبّر . گفت : زبان من عربى است . گفت : حسن نام كن .
پس وى را حسن نام كرد . روز [ 76 - رو ] هفتم عقيقه كرد وى را به دو گوسفند و رانش به قابله داد و مويش بسترد و به وزن آن نقره به صدقه داد . « 3 »
فصل دويم در ذكر اولاد او - عليه السّلام .
فرزندان او شانزده [ پسر بودند و دو دختر ] « 4 » : زيد بن الحسن و دو خواهر او
هامش
( 1 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 5 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 28 ؛ اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 562 .
( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 28 .
( 3 ) . اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 562 .
( 4 ) . م : ندارد . شيخ مفيد ( ره ) فرزندان امام حسن ( ع ) را پانزده پسر و دختر ( الارشاد ، ج 2 ، ص 20 ) و سيّد