بود . عمر خواست كه وى را رجم كند . امير فرمود كه اگر اين زن با تو حجّت آرد از كتاب خداى تعالى بر تو غالب شود . حق تعالى مىفرمايد كه :
« وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً . »
« 1 »
و مىفرمايد كه :
« وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ
. » « 2 »
چون زن بچّه را دو سال شير دهد ، [ و ] مدّت حمل و فصالش « 3 » سى ماه بود ، مدت حملش شش ماه بوده باشد . پس عمر آن زن را رها كرد و سر بر آن ثابت شد و الى يومنا هذا عمل بر آن است . « 4 »
فصل ششم در مدت عمر وى و وفات وى - عليه السّلام .
عمر وى شصت و سه سال بود و سى و سه سال با رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بود و سى سال بعد از رسول بزيست . شب نوزدهم ماه رمضان بود كه ابن ملجم - عليه اللعنه - وى را ضربت زد و شب بيست و يكم ماه رمضان با جوار حق پيوست . حسن و حسين - عليهما السّلام - را گفته بود كه چون كار من بسازيد مرا بر سرير نهيد و شما پس سرير برداريد كه پيش سرير از شما كفايت كند و آنجا كه پيش سرير نهاده شود ، سنگ سفيد يابيد كه نور او مىدرخشد ، آنجا را بكنيد . در آنجا تختهاى يابيد . مرا در آنجا دفن [ 75 - پ ] كنيد . پس حسن و حسين - عليهما السّلام - گفتند : چنان كرديم كه وى فرموده بود و بر آن تخته نبشته بود كه اين آنست كه نوح نبى از براى على بن ابى طالب نهاده است . پس شاد شديم به اكرام خداى امير المؤمنين را - عليه و آله الصّلاة و السّلام .
* * *
هامش
( 1 ) . احقاف : 15 .
( 2 ) . بقره : 233 .
( 3 ) . از شير گرفتن كودك .
( 4 ) . الارشاد ، ج 1 ، ص 206 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، ص 365 .