عبد الحميد رحمانيان
عبد الحميد رحمانيان فرزند حسين متخلص به « ايليا » در سال 1351 ه . ش در جهرم به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش گذراند و ليسانس خود را از دانشگاه شهيد بهشتى تهران در رشته حقوق قضايى اخذ نمود .
وى فعاليتهاى شعرى خود را از سال 1367 و با حضور در انجمنهاى ادبى استان فارس به طور جدى آغاز نمود . از ايشان مجموعه نثر ادبى به نام « محاصره » به چاپ رسيده است .
رحمانيان مسئوليتهاى مختلفى در انجمنهاى ادبى و مطبوعات داشته است و هم اكنون در مشاغل قضايى مشغول به كار است . تمايل وى بيشتر به سرودن غزل است .
- * -
مرز محال :
بر قلّههاى مرز محال ايستاده است * اين زن كه بر مدار كمال ايستاده است
اين كيست اين فرشته شيدا كه در نبرد * همپاى مردهاى زلال ايستاده است
در پيش خطبههاى خدا آتشين او * شيطان هزار مرتبه لال ايستاده است
در درك اين نهايت بالا بلند عصر * انسان در ابتداى خيال ايستاده است
اين كيست ؟ انعكاس صدايى سليستر * در شام بىستاره بلال ايستاده است
پاسخ دهيد بارش بهتى عجيب را * وقتى سئوال پشت سئوال ايستاده است
سالى گذشت و ما همگى منحنى شديم * زينب هنوز اين همه سال ايستاده است
* * *
براى حضرت عبد اللّه بن حسن ( ع ) :
اين كيست از خورشيد مولا ماهروتر * بىتابتر ، عاشقتر ، عبد اللّه روتر
مىگفت من دست از حسينم برندارم * الّا شود بازويم از خون وضو ، تر
مىگفت اى شمشيرها دستم مگيريد * مرگ از جگر دارد بيايد روبروتر
مىگفت و با دست عمويش عهد مىبست * چشم زمين از حسرت اين گفتگو ، تر
واى آن گلوى ناز سيراب عطش بود * شد عاقبت از دست آن صاحب سبو ، تر
آنجا حسين افتاد و اينجا كودكى ناز * افتاد در دست يزيدى تند خوتر
بابا نبود اما برايش نوحه خواندند * چشم خدا تر گشت و چشمان عمو تر
در عالم اى شمشيرها پيدا نكرديد * آيا كسى نزد خدا با آبروتر ؟ !