تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1676

مساهمون:

ص١٦٧٦

محسن حسن زاده ليله كوهى

محسن حسن زاده ليله كوهى فرزند سيف اللّه متخلّص به ساحر به سال 1350 ه . ش در شهرستان لنگرود ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود گذراند و سپس توانست از دانشگاه شهيد بهشتى تهران در رشته مهندسى كامپيوتر در مقطع كارشناسى فارغ التحصيل شود . سپس در قم رحل اقامت افكند و به تحصيل در دروس حوزوى پرداخت و تا پايان سطح دو پيش رفت . وى فعاليت‌هاى شعرى خود را به طور رسمى از سال 1365 شمسى و با شركت در محافل و چاپ اشعار در مطبوعات آغاز كرد . از ليله كوهى تاكنون يك مجموعه نثر و شعر به نام « بالهاى به خون نشسته‌ى من » و همچنين گزيده اشعارش با نام « فريادهاى خسته » به چاپ رسيده است . وى قالب غزل را براى سرودن اشعارش انتخاب نموده ولى در شعر نو ( سپيد ) نيز طبع آزمايى نموده است . حسن زاده ليله كوهى عضويت در شوراى عالى موسيقى صدا و سيما ، استاد و عضو هيئت مديره انجمن شعر و قصه قم و مسئوليت « انجمن ادبى حرم » را بر عهده دارد . وى هم اكنون استاد حوزه علميه قم در فقه و اصول و همچنين ادبيات مىباشد . - * -
پس از تو اى سحر من سپيده را چه كنم * اگر كه بر تو نگريم دو ديده را چه كنم
اگر سپيدى مو را به خون خضاب كنم * دل شكسته و قد خميده را چه كنم
به روى مركبِ عريان اگر سوار شوم * حسين اين گل در خون تپيده را چه كنم
وگر كه جان بسپارم كنار پيكر ماه * ستارگان به خون آرميده را چه كنم
اگر به خون دلِ خسته‌اش نيارايم * سرشك تازه به دامان چكيده را چه كنم
وگر به آه فغان پرورش بدل نكنم * بگو كه هستى بر لب رسيده را چه كنم
براى من غزلى چشمِ خون فشان كافيست * چرا قصيده بگويم قصيده را چه كنم
* * *

تقديم به آفتاب ظهر عاشورا :

آهى اگر برآمده از جان كيستى * اشكى اگر چكيده ز چشمان كيستى ؟
اى سرخ پوش شعله‌ور شهر آسمان * اى آفتاب ، سينه سوزان كيستى ؟
آتش به دست مىگذرى ، سرخ روى من * با من بگو كه مجمره گردان كيستى ؟
هرشب پس از غروب كجا مىروى به خواب * معلوم هست شمع شبستانِ كيستى ؟
ما را كه در غريبى شب ترك مىكنى * صبح آخرين شام غريبان كيستى ؟
ديريست با شتاب از اين كوچه مىروى * اما كسى نديده كه مهمان كيستى ؟
ديباى دل فريب ، فريباى نازنين * دنيا از آن توست ، تو از آن كيستى ؟