تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1674

مساهمون:

ص١٦٧٤
سلام اى شهر مهر و آشنايى * شكايت دارم از فصل جدايى
سلام اى شهر جد و مام و بابم * مدينه ، كربلا كرده كبابم
مدينه ، خوب ما را مىشناسى * تو خاك كربلا را مىشناسى
من آن تنها گل باغ حسينم * حسين فاطمه را نور عينم
مگو اين آشناى دور ، اين كيست ؟ * كسى جز شخص زين العابدين نيست
« چه مىخواهى از اين حال خرابم . . * مدينه ، كربلا كرده كبابم !
مدينه باز كن دروازه‌ات را * و بنگر ميهمان تازه‌ات را
نوايى كه چنين ناله زنان است * صداى بغض زنگ كاروان است
رسيده كاروانى غرق ماتم * محرّم در محرّم در محرّم
رسيده كاروانى خرد و خسته * پر از دل‌هاى زخمى و شكسته
ره آوردش به غير از اشك و غم نيست * حرم دارد ولى مير حرم نيست
صدايى كه طنين شور و شين است * نواى كاروان بىحسين است
بيا بنگر مدينه كاروان را * ببين از كربلا برگشتگان را
سفر ما را ز همديگر جدا كرد * نمىدانى سفر با ما چه‌ها كرد
نبودى تا ببينى اى مدينه * وداع زينب و اشك سكينه
نمىدانى چه‌ها با ما عطش كرد * سكينه از عطش صد بار غش كرد
پرستوهاى عاشق دسته‌دسته * سفر كردند با بال شكسته
ستم بر آل طاها شد مدينه * و دين پامال دنيا شد مدينه
نگين سبز خاتم را شكستند * حريم اسم اعظم را شكستند
مدينه آن سرى كه تاج دين بود * سزايش ، آه ، آيا اين چنين بود ؟
به سينه نينوايى ناله دارم * غم هفتاد و دو آلاله دارم
رسول زخم‌هاى كربلايم * يگانه وارث خون خدايم
مدينه ، تازه اين آغاز راه است * دمى ، بىكربلا بودن گناه است
مدينه ، فصل سخت صبر تا كى ؟ * بماند ماه پشت ابر تا كى ؟
مگو با من كه ديگر وقت دير است * كه خطّ عشق پايان ناپذير است
قسم بر زخم اگر چه غرق دردم * ولى يك گام ازين رَه برنگردم
قسم بر خون و بين اللّه و بَينى * سرى دارم پر از شور حسينى
همان دم كه پدر افتاد و جان داد * تمام كربلا بر دوشم افتاد
من آن دنباله‌ى خون حسينم * پسر نه ، بلكه مفتون حسينم
منم از عشق ، خطّ يادگارى * منم حيدر تبارى ذو الفقارى
زبانم سرخ و اشكم تيغ الماس * منم ، من امتداد دست عبّاس