مصطفى محدّثى خراسانى
مصطفى محدّثى خراسانى فرزند حسن به سال 1340 ه . ش در شهرستان مشهد ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش گذراند و براى ادامهى آن در مقطع كارشناسى در رشته زبان و ادبيات فارسى به دانشگاه فردوسى مشهد راه يافت .
وى فعاليتهاى شعرى خود را از دورهى نوجوانى آغاز كرد و با راهيابى به انجمنهاى ادبى به طور جدّىتر به سرودن شعر پرداخت ، و مدت 15 سال مسئول گروه شعر سازمان تبليغات اسلامى مشهد بود . از محدثى تاكنون چند مجموعه شعر به نام « هزار مرتبه خورشيد » ، « شاعران پروازى » و « گزيده ادبيات معاصر شماره 46 » به چاپ رسيده است . وى با همكارى با دو تن از شاعران خراسان ( مجيد نظافت و محمد كاظم كاظمى ) گزيده غزليات بيدل را به نام « از چيدن رنگ » چاپ و منتشر كرده است .
مصطفى محدثى از قالبهاى شعرى كلاسيك بيشتر تمايل به سرودن غزل و دوبيتى و رباعى دارد . وى هم اكنون سردبير مجله شعر و عضو شوراى شعر مركز موسيقى صدا و سيما مىباشد .
- * -
وقتى قدم به ساحت دلها گذاشتى * در شب اميد روشن فردا گذاشتى
از كعبه بازگشتى و تا قتلگاه خويش * در هر قدم تجلّى سينا گذاشتى
تاريخ را كه تشنهى يك جرعه عشق بود * ناگاه در برابر دريا گذاشتى
با كهكشان عشق به ميقات آمدى * آيينهاى از آن به تماشا گذاشتى
با تيغ آفتاب فتادى به جان شب * داغى بزرگ بر دل يلدا گذاشتى
رفتى دوباره آدم غربت نصيب را * با زخم و خاك و خاطره تنها گذاشتى
* * *
نفسهاى عاشقانه :
اگر چه باغ پر از لالهى تو پرپر شد * زمين براى هميشه شهيد پرور شد
زمين براى هميشه به قصد يارى تو * تمام پاسخ آن پرسش معطّر شد
زمين به يمن نفسهاى عاشقانهى تو * پر از طراوت دلهاى درد باور شد
چه كيميا به زمين ريخت حلق پارهى تو * كه خاك با نفس آسمان برابر شد
تو ذو الفقار شدى با دو تيغ ، درد و نبرد * جهاد اكبر تو هم ركاب اصغر شد
دوباره حضرت آدم به خويشتن باليد * گرچه گوشهى چشم پيمبرانتر شد