*
نخوانديم اى برادر تا بمانيم * سحرگاهان كه چاووشان خورشيد
خروشيدند و رفتن ساز كردند * خروس خستگى در ما خروشيد
*
بخوابيد ! آه ! خوابيديم و ديديم * هزاران كركس برگشته منقار
چرا بر واژگون پر مىگشايد * به بوى نعش خورشيد نگونسار
*
و زان در دشت ، اسبى سايه رفتار * به رنگ گرد باد آسيمه سر بود
رها در باد ، يال نقره فامش * به خون تازهى خورشيدتر بود