تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1552

مساهمون:

ص١٥٥٢

سهيل محمودى

سيد حسن ثابت محمودى شاعر و نويسنده‌ى توانا در سال 1339 ه . ش در يك خانواده‌ى خراسانى نژاد در تهران چشم به جهان گشود . پس از فراغت از تحصيل به كار مطبوعاتى روى آورد . وى چون داراى قريحه‌ى شاعرى بود آن‌گونه كه خود مىگويد مهرداد اوستا و حسين آهى او را به وادى شعر كشاندند و با فنون شعر و رموز آن آشنايش ساختند و در اين رهگذر به توانايى و مهارت رسيد و مجموعه‌اى نيز از اشعارش به نام‌هاى « دريا و غدير » و « فصلى از عاشقانه‌ها » طبع و نشر گرديد . محمودى در شعر تخلّص « سهيل » را برگزيد امّا كمتر از اين تخلص در شعر استفاده مىكند . وى چون از حافظه‌اى قوى برخوردار مىباشد بسيارى از اشعار شعراى متقدم و متأخر را در حافظه دارد و بر اثر مطالعاتش در دواوين اساتيد متقدم در نقد شعر نيز بصيرت يافته است . سهيل شاعرى است كه بر اثر دشوارىهاى زندگى و سختى معيشت از خلال نوشته‌ها و شعرهايش سايه‌اى از يأس و حرمان و غم و اندوه مشاهده مىشود . وى مىگويد : « اگر مىتوانستم به كار تصويرى مىپرداختم چرا كه از همان روزهاى كودكى دوربين را بيش از قلم و كاغذ دوست داشتم اما حافظ و افسون ناپيداى شعرش و دردمندانه‌هاى پروين اعتصامى با جاذبه‌اش براى جوانى كه روزها با فقر باليده بود مرا به سمت شعر كشانيد » . « 1 » - * -

اشتياق :

با صدف تا بود برابر چشم * ريزد از ماتم تو گوهر چشم
كور بادا ز چشم زخم زمان * گر نگريد به سوگ تو هر چشم
در رثاى تو گرديدم دل خون * در عزاى تو گرديدم‌تر چشم
هر دمم از غمت تكدّر روى * هر دمم از غم تو احمر چشم
خون بگريد به سوگ تو خورشيد * تا گشايد به بام خاور چشم
با تو گفتا امام تا از رزم * كه نپوش اينك اى دلاور چشم
ادبت را فلك سراپا گوش * شد ، چو گفتى تو با برادر چشم
تا شتابان شدى به سوى فرات * نخل‌ها ساختند از سر چشم
غرّش تيغت آن چنان در گوش * جا گرفت و فروغ آن در چشم
كز خجالت شدند هر دو خموش * تا گشودند برق و تندر چشم
با اميد تو دارد ايدون دل * بر گذار تو دارد ايدر چشم
تا گشودى نظر بر آب فرات * آسمانت نشست اندر چشم
بشد از سوى تو معطر آب * شدت از روى آن منور چشم
تر نكردى از آب هرگز لب * داشتى بر زلال كوثر چشم
هامش
( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ، ج 3 ، ص 1838 .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1552 | مرضيه محمدزاده