تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1546

مساهمون:

ص١٥٤٦
به اين تجربت سبز تن نداد
آن يك بار نيز
در ظرف تنگ فهم او نگنجيدى
شب و روز
بىقرار پلكهاى توست
و گرنه خورشيد
به نور افشانى خود اميدوار نيست
صبح
انعكاس لبخند توست
كه دم مرگ به جا آوردى
آن قسمت از زمين
كه نام تو را نبرد
يخبندان است
اى پهناورى كه
عشق و شمشير را
به يك بستر آوردى
دنيا نمىتواند بداند
تو كيستى « 1 »

رباعىها :

عاشورائى :

( براى سيد الشهداء ( ع ) )
بالاى تو مثل سرو آزاد افتاد * تصويرى از آن حماسه در ياد افتاد
از حنجره‌ى گرفته‌ى صبح غريب * تا افتادى هزار فرياد افتاد
* * *

پيغام تو :

( براى امام سجاد ( ع ) )
بيزارم از آن حنجره كو زارت خواند * چو لاله عزيز بودى و خارت خواند
پيغام تو ورد سبز بيداران است * بيدار نبود آنكه بيمارت خواند
* * *
هامش
( 1 ) - صبحدم با ستارگان سپيده ؛ ص 299 - 301 .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1546 | مرضيه محمدزاده