هرچه داريم از حسين و كربلاست * كربلا شيرازهى آئين ماست « 1 »
* * *
زمانه داشت به دل اضطراب عاشورا * شكست خواب زمين در شتاب عاشورا
شفق دميد و گريبان صبحدم زد چاك * شكفت در دل خون ، آفتاب عاشورا
غبار حادثه پيچيد در هواى خطر * گرفت دامن پرپيچ و تاب عاشورا
در آن ديار كه طوفان فتنه برمىخاست * به خون نشست گل انقلاب عاشورا
فغان كه لرزه در اركان آسمان افكند * صداى العطش و آب آب عاشورا
هنوز لالهى دل بوى سوختن دارد * ز داغ تشنه لبِ دل كباب عاشورا
درون پردهى غم داشت نالهى جان سوز * به تير حادثه قلب رباب عاشورا
به شوق شاهد فردا شهيد حجلهى عشق * گرفت در كف هستى خضاب عاشورا
گرفت رنگ ابد در نگارخانهى غيب * شكوه نقش شهيدان به قاب عاشورا
به ياد ساقى لب تشنه جوش خون دارد * درون ساغر دلها شراب عاشورا
در اين معامله تدبير عشق مىخندد * به عقل مات شده در حساب عاشورا
صداى شيههى اسبان بىسوار آيد * كجاست آن كه بگيرد ركاب عاشورا
به رنگ حادثه بنوشت خامهى « حامد » * چكامههاى بلند كتاب عاشورا « 2 »
هامش
( 1 ) - شب شعر عاشورا ؛ ص 95 - 99 .
( 2 ) - حديث باب عاشورا ؛ ص 210 .