هركسى شور شهادت در سرش * شاهد فردا گرفته در برش
در كف مردانگى شمشير داشت * در زبانش شعله تكبير داشت
كوفيان بهر هوادارى او * نامهها دادند در يارى او
تا به سامان آورد دين خدا * كعبه را بگذاشت آمد كربلا
حج خود را مىگذارد ناتمام * عالمى را مىدهد درس قيام
شوق يارش مىكشاند تا خطر * مىكند خود را مهيّاى سفر
شيعيان قصد سفر دارد حسين * شور جان بازى به سر دارد حسين
كاروان شد رهسپار نينوا * واى من ، اى واى من تا نينوا
كاروان منزل به منزل مىرود * تا به دشت كربلا دل مىرود
بوى غم دارد غبار كاروان * نيست غير از داغ بار كاروان
كاروان سالار دور از كوفيان * داد فرمان نزول كاروان
در شب آخر به گردش حلقهوار * فوج مردم موج مىزد بىشمار
خطبهى اتمام حجّت ياد كرد * جمع را در انتخاب آزاد كرد
تا نگردد شرم دامن گيرشان * تا شوند آزاد در تدبيرشان
تا سحر شد طبل ميدان را زدند * عاشقان قيد سر و جان را زدند
چون نواى نينواى بنواختند * شورشى در ماسوى انداختند
شور جان بازى به سر افكند عشق * داشت بر لب غنچهى لبخند عشق
روز عاشورا سواران حسين * عاشقان و بىقراران حسين
جانشان از شوق حق لبريز شد * هرچه شد از عشق شورانگيز شد
هركسى بند تعلق مىبريد * پيرهن از شوق رفتن مىدريد
نوبت ميدان هركس مىرسيد * بنداز بند لئيمان مىبريد
توسن دل را به ميدان تاختند * لرزه در بنيان ظلم انداختند
سيل خون از سينهى هامون گذشت * كاروان كربلا از خون گذشت
راه سرخ عشقبازى باز شد * عاشقى با نام خون آغاز شد
خون خوبان جوش زد ، طغيان نمود * كاخ استبداد را ويران نمود
روز عاشورا به پا شد در جهان * هر زمينى كربلا شد در جهان
جنبش عدل و امامت شد به پا * جلوهى روز قيامت شد به پا
كربلا را عشق پاكان آفريد * آفرين بر عشق پاكان شهيد
عشق آمد خوف مردن كشته شد * هركه عاشق شد به خون آغشته شد
اى بنازم عشق ياران حسين * عاشقان و جاننثاران حسين