تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1528

مساهمون:

ص١٥٢٨
ببين طاووس را درج پلنگش * هم از غيرت هم از شرم است رنگش
چو گل ، عاشق ، چو شبنم شرمگين است * حديث لاله عباسى همين است
به دل دارم هنوز اين آرزو را * كه بوسم حلقه‌ى درگاه او را
بخوانم با زبان‌هاى فصيحش * گلاب اشك ريزم در ضريحش
هزاران شعله احساسم بگيرد * ز دل عباس ، عباسم بگيرد
مرادم را بگيرم از لبانش * بگيرم نامه‌ى شوق از زبانش
سيه مستت كند جام ابو الفضل * چه افسونىست از نام ابو الفضل
نمىبينى اسد غالب‌تر از او * على ابن ابيطالب‌تر از او

بيات نينوا

گوش كن اين گوشه را از ساز من * نيست ماليخوليا آواز من
اى رباب ، اى رود ، اى نى ، اى نوا * اى همه نيزارهاى نينوا
دشت خاموش است و صحرا خسته است * ماه گويى بار از اين جا بسته است
پس چه شد آن سايه‌ها و بيدها * پس كجا رفتند آن خورشيدها
آن سيه چشمان زيباى عرب * كه ميان چشمشان شب بود و شب
پس كجايند آن جوانان غيور * كه تجلّى مىشدند از فرط نور
مىوزيد از دور عطر پونه‌شان * خال سبز هاشمى بر گونه‌شان
بوى روح و بوى معبد داشتند * بوى گيسوى محمّد داشتند
اى كجا بانان دشت ناكجا ! * مىرود اين قطره‌ى خون تا كجا ؟
از چه اين مرغان تلاطم مىكنند * سايه‌ها خورشيد را گم مىكنند
روى خاك خشم ردّ خنجرىست * بر فراز بال نعش كفترىست
خاك سرخ و ابر سرخ و آب سرخ * ماه در آيينه‌ى مرداب سرخ
روح انسان مىگريزد در سراب * كودك تاريخ مىگريد به خواب
رجعت آوازها در سينه‌هاست * محشر تصوير در آيينه‌هاست
اين صليب خار پيكر ، قيصر است * اين خداى سكّه‌ها اسكندر است
چيست اين آويزه‌ى خونين ماه * بر كجا مىگريد اين ابر سياه ؟ !
شيون بادىست جارى هر طرف * ناله‌ى شيرىست از سمت نجف
عارفان با گله هىهى مىكنند * بشنو از نى ، بشنو از نى مىكنند
چشم اين آيينه‌ها مبهوت كيست * بر سر آوازها تابوت كيست
من فداى جسم صد چاكت حسين ! * جان من مجروح ادراكت حسين !
اى سفير نسترن در قرن خاك * اى صداى لاله در عصر مغاك