تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1522

مساهمون:

ص١٥٢٢
بر تنى صد پاره عريان ، بىكفن * نور چشم عمه كمتر كن نگاه
از تن بابا گلاب خون مگير * تا نبندد اشك بر چشم تو راه
خيز از اين جا كه ترسم ناگهان * سويت آيد ظالمى از اين سپاه
پيش چشمم بر رُخت سيلى زند * بار ديگر اى يتيم بىگناه
خيز و با من رو به سوى خيمه كن * بزم ماتم كن به پا در خيمه‌گاه
نيست اندر سينه‌ام جاى نفس * بس كه آكنده شده از ذكر آه
* * *

آفتاب عشق :

در دل من آفتابى سر زده است * جان من پيمانه‌اى ديگر زده است
ساقيا من زين خم اخگر بده * مستِ مستم باده‌اى ديگر بده
ساقيا منعم مكن از باده‌ات * تشنه‌ى مى بين برادرزاده‌ات
باده‌اى ده تا فنا سازد مرا * باده‌اى كز خود رها سازد مرا
باده‌اى ده تا كه جانم بركشد * غرق خونم جانب دلبر كشد
ساقيا مى ده فراموشم مكن * با غم عالم هم آغوشم مكن
باز كن بر من در ميخانه‌ات * ورنه جانْ بازم برِ ميخانه‌ات
كن قبولم جزو اين دُردى كشان * دست من بر آن سبو و خُم رسان