تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1446

مساهمون:

ص١٤٤٦
آتش به دل و جان زد آن لحظه كه بر مىخاست * فرياد برادر جان از گلبن ناى تو
آن دم كه صداى تو از شطّ فرات آمد * خم گشته كمر آمد ، مولا به هواى تو
برخيز و برادر را درياب برادر جان * چون فاطمه مىگريد اينك ز براى تو
يك جرعه ننوشيدى در غيبت طفلان آب * شد آب فرات آب از آن شرم و حياى تو
گرديده جدا دستت در راه خدا اما * حلّال مسائل شد آن دست جداى تو
هرچند كه « جيرودى » در وصف تو مىگويد * كم گفته خدا داند در مدح و ثناى تو
* * *

آيات محكم :

ذريّه‌ى رسول كه پاكان عالمند * اسطوره‌هاى پاكى اولاد آدمند
از كوچك و بزرگ فروغ هدايتند * در روى آسمان و زمين نور باهمند
زان طفل شيرخوار على اصغر شهيد * تا شير حق على همه حق مسلمند
از درس مكتب گل ششماهه‌ى حسين * بهره‌پذير عشق همه خلق عالمند
پروردگان بزم شهيدان كوى عشق * زن‌هاى پاك جمله به مانند مريمند
خون گلوى اصغر و باب شهيد او * بر زخم‌هاى عشق چو دارو و مرهمند
اينان نشانه‌هاى خدايند و در زمين * چون سوره‌ى الهى و آيات محكمند
داده ندا به خون على عاشقان حق * پويندگان راه خداوند اعظمند
روز جزا سروش و همه‌ى دلشكسته‌گان * مهمان خاندان رسول مكرمند

آيه عشق :

بىتو من در ظلمت شب راه را گم كرده‌ام * چهره‌ى نورانى آن ماه را گم كرده‌ام
پيش رويم بر فراز نى تو مىرفتى و من * در مسير كاروان همراه را گم كرده‌ام
يك گلستان لاله با من بود هنگام سفر * در بيابان‌هاى غربت راه را گم كرده‌ام
بىحسينم مىروم منزل به منزل با شتاب * كربلا ، آن دلبر دلخواه را گم كرده‌ام
در اسارت از ميان نور چشمان حسين * آيه‌اى از عشق ثار اللّه را گم كرده‌ام
با بلاى كوى جانان ساختم تا سوختم * دم زدم از عشق و سوز آه را گم كرده‌ام
* * *
قيامت گشته بر پاى اى دل اى دل * در اين دامان صحرا اى دل اى دل
ز سوز تشنگى جان مىسپارد * عزيز جان زهرا ، اى دل اى دل
* * *
گلى زيبا در آغوش حسين است * نه گل ، يك غنچه بر دوش حسين است
على اصغر تبسم بر لبش ماند * تحير نطق خاموش حسين است
* * *