كاظم جيرودى
كاظم جيرودى در سال 1328 ه . ش در يكى از روستاهاى شميرانات به دنيا آمد . به دليل فقر زياد خانوادگى ، تحصيلات را تا سوم دبيرستان ادامه داد و به كار پرداخت و توانست در ضمن كار عليرغم علاقه به رشتهى ادبيات ديپلم رياضى خود را اخذ نمايد .
از نوجوانى به ادبيات و سرودن شعر علاقه داشت و در دوران دبيرستان به شعر و داستان روى آورد .
از جيرودى تاكنون آثار متعددى به چاپ رسيده است كه از آن جمله : « نامهاى از بستر مرگ » ( مجموعه داستان ) ، « گنج بران » ( مجموعه داستان ) ، « شب وصال » ( مجموعه داستان ) ، « داغ عشق » ( مجموعه شعر ) ، « رنگين كمان دلتنگى » ( مجموعه شعر ) ، « گزيده ادبيات معاصر شماره 108 » و چند كتاب داستانى براى كودكان و نوجوانان . در زمينه شعر عاشورايى مجموعهاى بنام لحظههاى تب آلود كربلا از وى به بازار نشر راه يافته است .
جيرودى سابقه كار ادارى در چندين سازمان و شركت دولتى را دارد و هم اينك مدير روابط عمومى اتوبوسرانى تهران مىباشد .
جيرودى در طول فعاليتهاى فرهنگى خود با حوزهى هنرى تهران ، صدا و سيما ، سازمان فرهنگى هنرى شهردارى تهران و برخى از انجمنهاى ادبى همكارى داشته است .
- * -
سرو زيبا :
سرو زيبايم ميان لالهها افتاده است * نوگل من در دل صحرا ز پا افتاده است
هركجا را چشم دوزم ، نوگلى پرپر شده * سر جدا افتاده و پيكر جدا افتاده است
شبه روى مصطفى در سرزمين كربلا * در كنار جسم مردان خدا افتاده است
سينه مىسوزد ز داغ لالههاى باغ عشق * در گلستانى كه طوفان بلا افتاده است
در كنار چشمهى عشق و اميد و آرزو * با گلوى تشنه فرزندم چرا افتاده است
من صداى اكبرم را در ميان خاك و خون * بارها بشنيدهام يا رب كجا افتاده است ؟
نوجوانم رفت و پشتم از فراق او شكست * حنجر خشكم خدايا از نوا افتاده است
زينب محزون زند بر سر ز هجران على * آتشى از داغ او در خيمهها افتاده است
باز « جيرودى » نواى تازهاى آغاز كرد * اين دل تنگم به ياد كربلا افتاده است
* * *
آينه دلها :
اى ماه بنى هاشم ، جانها به فداى تو * خورشيد جهان آرا مفتون لقاى تو
پيمان وفا بستى در عرصهى عاشورا * آئينه دلها شد ميثاق و وفاى تو
سر در طبق اخلاص بنهادى و جان دادى * اى آيت جانبازى ، جانها به فداى تو