احمد مهران
احمد مهران در سال 1328 ه . ش در تهران چشم به جهان گشود . پدرش ميرزا صادق خان بروجردى است كه ديوان اشعار مختصرى نيز دارد .
مهران تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در تهران گذرانيد . سپس از دانشگاه تهران در رشتهى رياضيات به اخذ درجهى ليسانس نايل آمد و در سال 1311 شمسى وارد دانشكدهى افسرى تهران شد و در رشتهى توپخانه به درجهى افسرى رسيد .
وى پس از اتمام خدمت دورهى يك ساله به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد و تا مدير كلى وزارت فرهنگ پيش رفت . در دورهى نوزدهم مجلس شوراى ملى از طرف مردم بروجرد به نمايندگى مجلس انتخاب گرديد و سرانجام در سال 1369 شمسى درگذشت .
احمد مهران از وطنپرستان متعصب بود . ديوان اشعارش به همت خودش به نام « مكتب راستى » در سال 1347 شمسى به چاپ رسيد .
اشعار او بيشتر حكايت از وطنپرستى دارد و نكات عرفانى و اخلاقى و منقبت حضرت على ( ع ) نيز جزو مضامين سرودههاى اوست « 1 » .
- * -
تا ابد جلوهگه حق و حقيقت سر توست * معنى مكتب تفويض على اكبر توست
اى حسينى كه تويى معنى ايمان به خدا * اين صفت از پدر و جدّ تو در جوهر توست
طفل شش ماهه تبسّم نكند پس چه كند ؟ * آن كه بر مرگ زند خنده على اصغر توست
خواهر غمزدهات ديد سرت بر نى و گفت * آن كه بايد به اسيرى برود خواهر توست
خواست زينب بزند بوسه سراپاى تو را * ديد هر جا اثر تير ز پا تا سر توست
درس مردانگى عبّاس به عالم آموخت * چون كه شد مست از آن جرعه كه در ساغر توست
اى كه در كرب و بلا بيكس و ياور ماندى * چشم بگشا و ببين ، خلق جهان ياور توست
اى حسينى كه به هر كوى عزاى تو به پاست * عاشقان را نظرى بر دم جانپرور توست
* * *
اى دل بناى مكتب توحيد محكم است * گيرم ز عشق حاصل آزادگان غم است
عاشق نشد كسى كه رفاه و صلاح جست * راهىست راه عشق كه دشوار و پر خم است
آسودگى مجو كه به قاموس عشق نيست * اجزاى عشق ساخته از رنج و ماتم است
آرى گذشتن از سرو جان اصل عاشقىست * عاشق پى نثار سر و جان مصمّم است
عشاق حق به شأن شهادت رسيدهاند * ليكن حسين فخر شهيدان عالم است
فهم حديث كرب و بلا درخور كسى است * كو با زبان و حالت عشّاق محرم است
اى آنكه دوستدار حسينى به هوش باش * كز جور حال دوست پريشان و درهم است
هامش
( 1 ) - شاعران تهران از آغاز تا امروز ؛ ج 2 ، ص 1058 و 1059 .