تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1433

مساهمون:

ص١٤٣٣
يك عطش آيينه بود و همچنان * سنگ باريد گفتم : يا حسين
خيمه مىگسترد بر ايوان ظهر * يك شب ترديد گفتم : يا حسين
آتش صحرا كه پايان مىگرفت * شعله‌ور گرديد گفتم : يا حسين
پيش رويم دست كوتاه زمين * آسمان را چيد گفتم : يا حسين
ناگهان گل كرد بر اعجاز نى * كاكل خورشيد ، گفتم : يا حسين
صحبت از شام غريبان بود و باز * خنجر و تهديد گفتم : يا حسين
از خيال سايه هم خون مىچكيد * چشم من ترسيد گفتم : يا حسين
ناى من تقدير شورِ آب را * از لبم پرسيد گفتم : يا حسين
بر نگاهِ آبِ دور از دسترس * شرم مىپيچيد گفتم : يا حسين
داغ هفتاد و دو غربت را زمين * تازه مىفهميد گفتم : يا حسين