غلامرضا مرادى
غلامرضا مرادى فرزند ابو القاسم متولد سال 1327 ه . ش در صومعهسرا مىباشد . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در صومعهسرا گذراند و سپس براى ادامهى تحصيلات در مقطع كارشناسى در رشتهى فلسفه به دانشگاه تهران راه يافت و بعد از آن فوق ليسانس خود را در رشته ادبيات فارسى در دانشگاه گيلان اخذ نمود و به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد .
مرادى شعر گفتن را به طور جدى از دبيرستان شروع نمود كه تحت راهنمائىهاى يكى از شاعران بلند پايه گيلان ( سيد رحمت موسوى ) مراحل مقدماتى را طى نمود .
از غلامرضا مرادى تاكنون كتب متعددى به چاپ رسيده است كه از مجموعههاى شعريش مىتوان از « لحظههاى آبى عشق » و « پرواز مرغ سليمان » نام برد اشعار مرادى در مجموعه شعرهاى گردآورى شده از شاعران گيلان چون « گهوارگى خاك » و « خورشيد بر بام شرف » نيز به چشم مىخورد . كتب ديگرى چون « بررسى شيوههاى عمومى مديريت » و « اين رودخانه جارى است » كه مجموعه نقد ادبيات داستانى است را نيز به بازار نشر عرضه نموده است .
غلامرضا مرادى در سبك كلاسيك بيشتر شاعرى غزلسراست گرچه در تمام زمينههاى شعر كلاسيك طبعآزمايى كرده است وى شعر نو نيز مىگويد كه نمونههاى اشعار نيمايى و سپيد وى در مجموعههاى منتشر شده ديده مىشود .
غلامرضا مرادى هم اينك از شغل دولتى بازنشسته است ولى مدير و صاحب امتياز نشريه ماهنامه ادبى و هنرى و همچنين هفتهنامه خبرى تحليلى « پيام شمال » مىباشد .
- * -
تا خون خدا ، در همه جا اين همه جارىست * در حنجرهى زخم زمين ، علقمه جارىست
در جان تو ، اى سرخترين قافلهى گل * يك قطره ز خوناب دل قافله جارىست
طى كرد شبنامه سياهان زمين را * خونبارش ابرى كه ز چشم همه جارىست
در شام غريبان پى رسوايىات اى تيغ * اين وحشت خون چيست كه در محكمه جارىست ؟
هفتاد دو خون نامه نوشتند و نگفتند * جانهاى عزيز كه در اين مظلمه جارىست
اى شطّ شب كرب و بلا ، باز هم امروز * در هر نفست ، سايهى سرخ قمه جارىست
* * *
تا كند تازه رنگ و بوى عطش * آب مىنوشد از سبوى عطش
كعبه را وانهاد و آمده است * جانب كربلا و كوى عطش
شطّ خونش هنوز هم جارىست * تا غروب زمين ، به سوى عطش
باز هم در نماز آخر خويش * ايستادهست ، با وضوى عطش
كودكانش هنوز مىريزند * آب ، از چشمها ، به جوى عطش
كاروان شقايق آوردهست * باز ، گلهاى سرخ روى عطش
گرچه سيراب گشته ، دشمن او * گو بميرد ، در آرزوى عطش