نصر اللّه مردانى
نصر اللّه مردانى « ناصر » به سال 1326 ه . ش در سرزمين كهن و باستانى كازرون ديده به جهان گشود . تحصيلات خود را در همان جا به پايان برد و هم اكنون نيز ساكن كازرون است . اما به دليل دارا بودن مسئوليتهاى فرهنگى بسيارى از اوقات خود را در تهران مىگذراند . از دوران كودكى شعر گفتن را آغاز كرد و خيلى زود در مطبوعات جايى براى خود باز كرد . به غزل بيشتر از ساير قوالب شعر پارسى گرايش دارد و معتقد است غزل سرايى حسّاسيّت و ذهنيتى وسيع و تخيّلى قوى مىطلبد . خيال نيز در ساختار مضامين بديع شعر مردانى نقش اساسى دارد . وى طبعى روان دارد « 1 » .
آثار چاپ شدهى وى عبارتند از : « قيام نور » ، « خون نامهى خاك » ، « آتش نى » ، « شعر اربعين » ، « قانون عشق » ، « گزيده ادبيات معاصر ، شماره 11 » ، و دو مجموعهى « شهيدان شاعر » و « منظومه شهادت » را گردآورى نموده است .
- * -
بانوى اسلام :
زينب ، اى بانوى اسلام ! سلام * اى پيامآور خونين قيام
زينب ! اى اسوه ايثار و خروش * بيرقِ داد گرفتى تو به دوش
زينب اى شير زن كربُ بلا * جوش با خون تو زد خون خدا
زينب ! اى آينهى روشن حق * خرّم از اشك تو شد گلشن حق
زينب ! اى زادهى زهراى بتول * از تو پاينده بود دين رسول
زينب ! اى عصمت تو شوكت زن * وارثى ، وارث هفتاد و دو تن
زينب ! اى گوهر درياى وقار * صبر از صبر تو ، بىصبر و قرار !
زينب ! اى خواهر آزاد حسين * بود فرياد تو ، فرياد حسين
زينب ! اى پاكتر از چشمهى نور * كس نيامد به جهان چون تو صبور
سينهات سوخته از داغ حسن * سرخ از اشك تو ، گلهاى چمن
خطبهات رونق بيداد شكست * كاخ بيداد ز بنياد شكست « 2 »
* * *
ميدان عطش :
آنچه در سوگ تو اى پاكتر از پاك گذشت * نتوان گفت كه هر لحظه ، چه غمناك گذشت
چشم تاريخ در آن حادثهى تلخ چه ديد * كه زمان مويهكنان از گذر خاك گذشت
سر خورشيد بر آن نيزهى خونين مىگفت * كه چهها بر سر آن پيكر صد چاك گذشت
جلوهى روح خدا در افق خون تو ديد * آن كه با پاى دل از قلّهى ادراك گذشت
هامش
( 1 ) - تذكرهء شعراى معاصر ؛ ص 270 .
( 2 ) - بال سرخ قنوت ؛ ص 337 .