هرمز فرهادى
هرمز فرهادى بابادى فرزند عزيز اللّه به سال 1326 ه . ش در كوهرنگ پا به عرصه گيتى نهاد .
تحصيلات خود را تا سطح ديپلم در مسجد سليمان گذراند و فوق ديپلم خود را در رشته نقشهبردارى راه و ساختمان از اصفهان اخذ نمود .
وى فعاليتهاى شعرى خود را در دوره دبيرستان و با مطبوعات آغاز نمود .
از فرهادى تاكنون كتابى به نام « درگاه عشق » كه گزيده اشعارش مىباشد به چاپ رسيده است دو مجموعه شعرى نيز آماده چاپ دارد : مجموعه غزليات وى به نام « پر سيمرغ سياه » و مجموعه اشعار نو وى كه در قالب سپيد سروده است بنام « خانهام در افق فاصلههاست » .
وى قالب شعرى « غزل » و شعر سپيد را دست مايه كار خود قرار داده است .
هرمز فرهادى ساكن اهواز و پيمانكار راه و ساختمان مىباشد .
- * -
ناگهان بر ناى نى گل مىكنيم * كربلايى را تغزل مىكنيم
در حياى يك عطش عباس و آب * شطِ آتش را تناول مىكنيم
دجله هم وقتى كه مجنون مىشود * دستهامان را به هم پل مىكنيم
زخم هفتاد و دو مذهب خوردهايم * زخم را اما تحمل مىكنيم
در نفسهاى بنفش سيب سرخ * تا منِ آدم تنزل مىكنيم
ظهر در گودال مثل آفتاب * ناگهان بر ناى نى گل مىكنيم
آينه در روبروى آينه * اين چنين با من تقابل مىكنيم
* * *
باغ گيلاس :
كسى باغ گيلاس را چيده است * و هفتاد و دو ياس را چيده است
نفسهاى هر لاله آتش گرفت * ز داغى كه انفاس را چيده است
دلم زخم دل شوره دارد هنوز * ز تيغى كه احساس را چيده است
ببين كفر صحرا لب رودِ عشق * دو بازوى عباس را چيده است
نسيم سياهى به پهناى آب * قدمهاى الياس را چيده است
شفق در تلاقى شب تاب و ماه * تجلّى الماس را چيده است
خبر از فراسوى صحرا گذشت * شكوه علف داس را چيده است
دست كوتاه زمين :
آب را مىديد گفتم : يا حسين * و نمىنوشيد گفتم : يا حسين