گفت اى پرچم به دوشان قيام * كار ما آخر شد و فرصت تمام
هان شما مشكل گشاى خود شويد * سخت پيمان با خداى خود شويد
خويش را آمادهى رفتن كنيد * حاصل پيكار ما خرمن كنيد
راه دور است و اسارت دردناك * داغ بسيارست و آتشگونه ، خاك
ليك بايد در بلا بودن صبور * تا خدا نزديك سازد راه دور
زد سكينه ناگهان دستى به سر * دست ديگر زد به دامان پدر
گفت اى عزمت پديد از حرف و صوت * راستى آيا شدى تسليم موت ؟
اى پدر ما را از اين وادى ببر * تا مدينه تا به آبادى ببر
اين بگفت و با دو چشم اشكبار * كرد در پاى پدر گوهر نثار
در جواب او پدر هيهات گفت * قصّهى صيادى دونان گفت
گفت مضمونى كه مضمون آب شد * اشكها جارى شد و سيلاب شد
* * *
وداع سيد الشهداء با امام سجاد ( ع ) :
ناله سر در خيمهى بيمار كرد * نرگس بيمار را بيدار كرد
با تب و تاب و تعب زين العباد * چشم بر آشوب عاشورا گشاد
ريخت در بستر تب داغى كه داشت * از درون خيمه پا بيرون گذاشت
خواست تا بر ضعف تن غالب شود * روح سالم بر بدن غالب شود
باز هم خود را به رفتن آزمود * رفت و راهى جانب ميدان گشود
رفت شايد چرخ برگردد ، نشد * خواست قربان پدر گردد ، نشد
امُّ كلثوم از پىاش رفت و دويد * زد صلا گفت اى جهانى را اميد
تو پدر را جانشينى بازگرد * وارث دين مُبينى بازگرد
باش تا باشى پدر را يادگار * باش تا دين از تو ماند پايدار
شد على آرام و زان ره بازگشت * بازگشت و با پدر همراز گشت
رازها گفتند و فرصت شد تمام * تب جدا كرد آن امام از اين امام
شد على آئينهى هوش پدر * رفت در بستر ز آغوش پدر
لحظهاى توديع جان سوز امام * در نمىگنجد به الفاظ و كلام
مردمان با گريه گفتند اين حديث * از زبان دل شنفتند اين حديث
تا كه مژدگان دست و پا مىزد در آب * رفت پاى چشم مردم در ركاب
* * *
ماجراى شهادت حضرت على اصغر ( ع ) :
قامت عشق خداى راستين * بار ديگر راست شد بالاى زين