تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1248

مساهمون:

ص١٢٤٨
مرد و زن خدمتگزار درگهش * توتياى چشم جان ، خاك رهش
زينب آن دُردانه‌ى آل رسول * دختر والاى زهراى بتول
بود از آغاز همگام حسين * نقش بر لوح دلش نام حسين
بسته پيمان با خدا روز الست * تا به راهش بگذرد از هر چه هست
صبر را بخشيده معنايى شگرف * وصف صبر او برون از حدّ حرف
از قيام روز عاشورا حسين * كرد دين را زنده در دنيا حسين
شد قيام او به عالم بىقرين * بود چون زينب در آن نقش‌آفرين
گر نبودى نقش او در اين قيام * بود اين نهضت قيامى ناتمام
كيست زينب آن كه در كرب و بلا * شد خجل از صبر او كرب و بلا « 1 »
رنج پيش او سپر انداخته * درد و محنت رنگ پيشش باخته
روز عاشورا به او چشم اميد * دوختند از پير و برنا هر شهيد
جسم فرزندان او بر روى خاك * اوفتاده قطعه قطعه چاك‌چاك
او حسينى بود و پروايى نداشت * جز خدا در خاطرش جايى نداشت
از برادر لحظه‌اى غافل نبود * هيچ مشكل پيش او مشكل نبود
شعله‌ها از عشق عالم سوز داشت * آتشى در جان ، جهان افروز داشت
در حريم قدس ، محرم زينب است * معنى عشق مجسّم زينب است
آفرين بر صبر طاقت سوز او * و آن تجلّىهاى جان افروز او
داشت بار اين رسالت چون به دوش * بيشتر از پيشتر شد سخت‌كوش
با اسيران صبحدم تا شام رفت * گاه در كوفه گهى در شام رفت
داشت در راه سفر آن پاك جان * از سر پاك شهيدان سايبان
چون به شهر شام زينب گام زد * آتشى از خطبه‌اش در شام زد
غنچه‌ى لب چون كه زينب باز كرد * در فصاحت چون على ( ع ) اعجاز كرد
از بيان گرم آن شيرين سخن * شد چو شب در شام ، روز اهرمن
جاودان ساز محرّم با پيام * زينب است آرى الى يَوم القيام
يا رب از عشقش دل ما زنده كن * همچو خورشيد فلك تابنده كن « 2 »
* * *

قيام حسين :

اى شه كه جبرئيل امين شد غلام تو * شد پايدار دين خدا از قيام تو
چون ابر نوبهار بريزد ز ديده اشك * آيد چو بر زبان محبّ تو نام تو
هامش
( 1 ) - كرب و بلا : اندوه و مصيبت و سختى و آزمايش . ( 2 ) - نغمه‌هاى قدسى ؛ ص 115 .