تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1247

مساهمون:

ص١٢٤٧

غلامرضا قدسى

استاد فقيد غلامرضا قدسى مشهدى متخلّص به « قدسى » در سال 1304 ه . ش در مشهد مقدس به دنيا آمد . او پس از تحصيلات مقدماتى به سرودن شعر پرداخت و چندى بعد به همراه دوستان خود « انجمن ادبى فردوسى » مشهد را تأسيس كرد . قدسى شاعرى با احساس است كه نواى جان و روحش از ابيات غزلهايش به گوش مىرسد . وى به سال 1368 شمسى درگذشت « 1 » . - * -
خلقت ايجاد از براى حسين است * جنّت عشّاق كربلاى حسين است
جاى خدا باش آن دلى كه در آن * از سر صدق و صفا ولاى حسين است
كعبه‌ى مقصود عارفان حقيقت * روضه‌ى جان بخش دلگشاى حسين است
آب حياتى كه خضر در طلبش بود * گرطلبى خاك جانفزاى حسين است
آنچه كه خوشبو نموده باغ جنان را * نكهت جان پرور و صفاى حسين است
فخر به شامان روزگار نمايد * از دل و جان هر كه خود گداى حسين است
بيم ندارد ز آفتاب قيامت * شيعه چو در سايه‌ى لواى حسين است
از همه بيگانه است و محرم اسرار * در دو جهان هر كه آشناى حسين است
گر ز تو راضى بود ، خدا از تو راضى است * چون كه رضاى خدا ، رضاى حسين است
كرد به عهدش چنان وفا كه هماره * شاه خرد مات از وفاى حسين است
خون خدا گر نبود خون وى از چه * ايزد دادار خون بهاى حسين است
* * *
گوهر رخشان ايمان زينب ( س ) است * اختر تابان عرفان زينب ( ع ) است
قطره‌اى كوثر ز آب رحمتش * بردبارى شرمگين از همّتش
كيست زينب محرم بزم حضور * روى او تفسيرى از « اللَّهُ نُورُ » « 2 »
چون به دنيا آمد آن فرخنده زن * شد به گيتى نور حق پرتو فكن
خانه زاد وحى حق تا رخ گشود * آبروى آفرينش را فزود
زينب آن پرورده‌ى دامان عشق * نام او سرلوحه‌ى ديوان عشق
جان او از عشق حق افروخته * وز شرار عشق ، جانش سوخته
عقل گشته مات از ايثار او * عشق سرگردان شده در كار او
هامش
( 1 ) - سيماى شاعران ؛ ص 413 . ( 2 ) - اشاره به آيه‌ى 37 سوره نور ،« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ».