پرچم خونين :
گفت آنكه نيست پيرو حق همصداى ما * گردد جدا ز حادثهى كربلاى ما
بيرون رود به شب چو هريمن از اين حرم * تا آنكه نشنود به غريبى نداى ما
اين رزمگاه بيشهى شيران وحدت است * رو به خصال كم كند از سر هواى ما
اين كاروان روان به ديار شهادتاند * وين كربلاست گر به بلايش بلاى ما
ما با خداى بر سر عهديم و مردمى * گر بگسلند ، نگسلد از ما خداى ما
ما خون خون به دين خدا هديه مىدهيم * بارى خداست عزّ و جل خونبهاى ما
تن زير بار ننگ نبايد دهد بشر * اين درد را دواست به دار الشفاى ما
در پايگاه عشق به كف جان نهادهايم * اين رتبه نيست در خور هركس سواى ما
پاداش حق طلب ، به شهادت شود تمام * شهد شهادت است گوارا براى ما
ما كاروان كعبهى عشق و شهادتيم * از ما جدا شو اى كه نهاى پا به پاى ما
شوييم نقش ظلم و ستم را به خون خويش * شد قبلهى حريم خدا رهنماى ما
عبّاس و عون و قاسم و اكبر ستادهاند * هريك صفا دهند به سعى و صفاى ما
هركس كه مىرود ، برود ، اصغرم به جاست * اين غنچه سرخ مىشود اندر مناى ما
اين پرچمى كه پرچم خونين نهضت است * بر دوش زينب است و بود در قفاى ما
وان عندليب گلشن زهرا سكينهام * دارد نواى تعزيت نينواى ما