عبد المجيد اوحدى
عبد المجيد اوحدى متخلّص به « يكتا » در سال 1290 ه . ش در اصفهان متولد شد . به علت فوت پدر ، سرپرستى وى را عمويش مرحوم حاج محمد كاظم متخلّص به « غمگين * بر عهده گرفت .
يكتا تحصيلات خود را در آموزشگاههاى اصفهان به پايان رسانيد و بنا به توصيهى عمويش هفتهاى يك بار به محضر شاعر و اديب خوشنويس مرحوم ميرزا عباس خان شيدا مؤسس « انجمن ادبى اصفهان » حاضر مىشد و از همان انجمن بود كه طبعش به سرودن شعر مايل گشت .
كليات اشعار وى متجاوز از ده هزار بيت است كه قسمتى از آن در سال 1319 شمسى به چاپ رسيد و از آثار او « تدوين و تحشيه ديوان مرحوم غمگين » است كه با مقدمهى مبسوطى به قلم استاد همايى در سال 1327 شمسى به چاپ رسيد ، و نيز « ترجمهى تاريخ آل سلجوق » به قلم پروفسور ادوارد براون انگليسى ، تذكرهى شعراى ايران از اوايل قرن چهاردهم تا عصر حاضر به نام « گلزار دانش » .
يكتا شاعرى توانا و نويسندهاى محقق بود و در ساختن مادهى تاريخ نيز مهارت كافى داشت . سرانجام در سال 1354 ه . ش درگذشت و در زادگاهش به خاك سپرده شد . « 1 »
- * -
هلال ماه محرّم دوباره گشت پديد * ز ديدنش دل آزادگان خاك تپيد
تپيد ، نى دل آزادگان خاك ز غم * كه از رسيدن آن قلب قدسيان لرزيد
خميده گشت نه تنها ز غصّه پشت هلال * كه آسمان هم از اين غم هلالوار خميد
تو اى هلال از آن لاغرى و زرد و نزار * كه ديدهى تو نديد آن چه گوش كس نشيند
تو ديدهاى كه از اطفال تشنه لب ، هر دم * صداى العطش از فرش تا به عرش رسيد
تو ديدهاى كه ز زخم سنان و نيزه و تير * نهال قدّ جوانان به خاك و خون غلتيد
تو ديدهاى كه ز خاك مزار پاك تنان * به جاى لاله و گل ، چشمههاى خون جوشيد
تو ديدهاى كه ز خون شد خضاب ، اجسادى * كه زرد روى شد از شرم رويشان خورشيد
تو ديدهاى كه به پاهاى نرمتر از گل * ز جور فتنهى دو نان چه خارها كه خليد
تو ديدهاى كه به لبهاى همچو غنچهى گل * بداد بوسه ز چوب ستم ، يزيد پليد
من از تو در عجبم اى هلال سنگين دل * كه ديدگان تو اين حادثات را ، چون ديد ؟
اگر به جاى تو بودم ، براى تشنهلبان * ز آب ديده نمودم هزار سيل پديد
اگر به جاى تو بودم حجاب مىگشتم * كه بر برهنه تنان ، سايه افكند خورشيد
هامش
( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 5 ، ص 3982 .