پيكر آزردهى بيمار زار كربلا را * جز به درد و رنج و محنت مبتلا كردى نكردى
طايران قدس خونين بال دور از آشيان را * لحظهاى از رنج و ناكامى رها كردى نكردى
تير زهرآگين كجا و قلب فرزند پيمبر * اى فلك از مادرش زهرا حيا كردى نكردى
زينب كبرى كجا و كوفه و شام و اسارت * پاس ناموس الهى را ادا كردى نكردى
تا كشيدم خاك راهت را به چشم اى شاه خوبان * كوته از دامان خود دست « رسا » كردى نكردى