حسينعلى ركن منظر
حاج حسينعلى ركن منظر متخلّص به « پيروى » فرزند محمود به سال 1292 ه . ش در شيراز متولد شد . او طبع خودجوش داشت و مكتب و مدرسه را نديد امّا از موهبت هوش سرشار به فيض خواندن و نوشتن تا حدودى كه مىتوانست اشعار خود را بنويسد و بخواند ، رسيد . وى ابتدا در كارگاه مبلسازى به كار مشغول شد ، و از هيجده سالگى تا پيش از وفاتش كارگاه چوببرى داشت .
پيروى شاعر متدين بود و بيشتر اشعارش در مدح ائمهى اطهار ( ع ) است . زبان شعرش فصيح و در بستن مضامين تازه از خود ابتكار نشان مىداد « 1 » .
- * -
رمز
چه ريخت ؟ ساقى بزم ازل به ساغر او * كه خواند آيهى قرآن به نوك نى ، سر او
چنان فتاد سر او به زير چمبر عشق * كه رفت هر سر عقلى به زير چمبر او
برون ز خانهى دل كرد ما سوى اللّه را * كسى نماند در آن خانه غير دلبر او
مگو فدائى امت شد آن وجود شريف * كه جان خلق نيرزد به جسم اطهر او
چگونه كشته شود بىرضاى خاطر خويش * كسى كه عالم امكان بود مسخّر او
هنوز مضطرب و شرمسار مىگذرد * فرات پيش لب نوشتر ، ز كوثر او
به هر كجا كه رود گفتگوى صبر و ثبات * نخست در نظر آيد خميده خواهر او
خجسته بانوى عصمت كه خود شير دلان * فرو برد سر تعظيم پيش معجر او
مقام مادر او را چگونه شرح دهم * كه هست مادر گيتى ، كنيز دختر او
ز وصف اكبر او عاجزيم « پيرويا » * كه اكبر است زهر نامدار ، اصغر او
سرش به نيزه فراز آمد و شئون و شرف * فرازتر بود از هفت آسمان سر او
سعادتى به زمين داد و دولتى به سما * تن مطهّر پاك و سر منوّر او
نديد مهر و مهى و نيافت دسته گلى * سپهر چون سر او ، زمين چو پيكر او « 2 »
* * *
هر آنچه بيشترش خون ز تن به در مىشد * گل بهشت جمالش شكفتهتر مىشد
به پيش نيزهى دشمن ، به شوق حضرت دوست * ز شوق جان و تمناى دل سپر مىشد
به پيش آن اثرى كش به سينه بود ز عشق * خدنگ و نيزه و شمشير ، بىاثر مىشد
سرم فداى قدوم شهيد زنده دلى * كه از نگون شدن از زين ، ز عرش بر مىشد
هامش
( 1 ) - سيماى شاعران فارس در هزار سال ؛ ج 2 ، ص 828 .
( 2 ) - شب شعر عاشورا ؛ ص 69 .