تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 891

مساهمون:

ص٨٩١
از زين فتاد و سر بر خاك ، برگذاشت * خاكم به سر ، كه شه به سر خاك ، سرگذاشت
هرجا كه سر نهاد ، بر آن ريگهاى گرم * از تاب رفت و باز به جاى دگر گذاشت
اشكش ز ديده جارى و از تاب تشنگى * لبهاى خشك را به ره چشم تر گذاشت
هرجا كه درد داشت ، بر آن مىگذاشت دست * اى درد بر دلم ، كه به دل بيشتر گذاشت
از بس رسيده بود بر آن تير چارپر * چون مرغ پرشكسته سرش زير پر گذاشت
تا جاى داشت ، داد به تن ، جاى زخم تير * خبر دل ، كه جاى زخم فراق پسر گذاشت
مىخواست جاى فرقت ياران دهد به دل * از غم نبود جا به دلش ، بر جگر گذاشت
جانش هواى بارگه كبريا نمود * تن را براى دشمن بيدادگر گذاشت