جوهرى
محمد باقر هروى الاصل قزوينى المسكن شاعر معروف به جوهرى صاحب كتاب مقتل فارسى موسوم به « طوفان البكاء » كه در اواخر قرن سيزدهم در ايران بخصوص بين طبقهى عوام بسيار معروف بود ، و چندين مرتبه به چاپ رسيده است . وى در حدود سال 1240 و يا 1252 ه ق . در اصفهان وفات يافت و در « آب پخشان » از توابع بيدآباد به خاك سپرده شد . « 1 »
علت نامگذارى كتاب به طوفان البكاء به جهت گريهى طوفان خيز بر اهل بيت رسالت ( ع ) مىباشد . مقدمه و دوازده آتشكده دارد كه هرآتشكده در احوال يك معصوم مىباشد . آتشكدهى اول در احوال حضرت رسول ( ص ) ، آتشكدهى دوم در مصيبت فاطمه ( س ) ، آتشكدهى سوم در مصيبت امام على ( ع ) ، آتشكدهى چهارم در شرح حال امام مجتبى ( ع ) ، آتشكدهى پنجم ذكر مصائب امام مظلوم حسين بن على ( ع ) ، آتشكدهى ششم ذكر احوال امام سجاد ( ع ) ، آتشكدهى هفتم در ذكر خروج مختار ، آتشكده هشتم در شهادت امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) ، آتشكده نهم احوال امام موسى بن جعفر ( ع ) ، آتشكده دهم در ذكر مصيبت امام رضا ( ع ) ، آتشكده يازدهم در ذكر حالات امام محمد تقى ( ع ) و امام على نقى ( ع ) و آتشكده دوازدهم برخى از احوال قائم آل محمّد ( عج ) مىباشد .
در اينجا چند شعله از آتشكده پنجم را مىآوريم :
- * -
يادم آمد باز شور كربلا * داستان جنگ روز كربلا
كز خزان كين چو از سرو سهى * گلشن آل پيمبر شد تهى
نوجوانان هر يكى با روى ماه * تشنه لب خفتند بر خاك سياه
غير اعوان رشيد آن جناب * غير انصار شهيد آن جناب
هشت مرد نامى از آل عقيل * در ركاب سرور دين شد قتيل
هم ز آل جعفر طيّار نيز * شد سه تن مقتول ظلم از تيغ تيز
هفت فرزند رشيد از مرتضى * شش جوان نااميد مجتبى
يافتند از ضربت تيغ و سنين * لذّت قربانى كوى حسين
پارهپاره اكبر يوسف جمال * قاسم از سمّ ستوران پايمال
اصغر معصوم مظلوم صغير * زهر در پيكان به جاى شهد شير
چون ز اخوان وفادار حسين * ماند عباس علمدار حسين
بيرق همّت به مردى كرد راست * از شه لب تشنه اذن رزم خواست
چون مصيبت ديدگان دردمند * زاندو يار يكدل افغان شد بلند
هر دو در راه وفا پا بست هم * هر دو را در گردن هم دست هم
شاه فرمود اى سپهدار رشيد * اذن جنگ از من ندار اكنون اميد
هامش
( 1 ) - ريحانة الادب ؛ ج 1 ، ص 286 .