فتحعلى خان صبا
ملك الشعرا فتحعلى خان كاشانى ، شاگرد صباحى كاشانى و ملك الشعراى فتحعلى شاه قاجار بود .
وى از مردم كاشان است ولادتش در سال 1179 ه . ق . مىباشد كه در شيراز به سر مىبرد . هدايت در رياض العارفين از وى به ملك الشعرا و سلطان البلغا و افصح المتأخرين و المعاصرين تعبير مىكند .
او در زمرهى ندماى محفل سلطانى درآمد و روزگارى را نيز به حكومت قم و كاشان گذرانيد .
ملك الشعرا در فنون نظم مثنوى و قصيدهسرايى طرزى خاص داشت و غالبا همّت بر رعايت معانى و الفاظ و مراعات صنايع و بدايع مىگماشت . كلامش فصيح و مطبوع و زيبا و متين است و اشعار او بليغ و جزيل و مصنوع و رنگين . ديوان قصايدش 15000 بيت است .
صبا در شعر شاگرد حاج سليمان صباحى است . او در تقويت شيوهى شاعران باستان رنج بسيار كشيد و در اين شيوه پس از استادان خويش رتبهى مقدم را دارد و نخستين شاعرى است كه ثمرهى نهضت بازگشت ادبى در اشعار او به قوّت تمام مشاهده مىشود .
صبا علاوه بر ديوان قصايد ، مثنويهاى مشهورى دارد . مانند شهنشاهنامه كه حماسهاى است دينى دربارهى پيامبر اسلام ( ص ) و على ( ع ) ، عبرتنامه ، گلشن صبا ( به تقليد بوستان ) .
وى به سال 1238 ه ق . درگذشته است . « 1 »
- * -
پيرو فرمان يزدان ، پيشواى دين حسين * ماه برج مصطفى و درّ درج « 2 » بو تراب
آن كه بر نام همايون وى از عرش برين * عقل كل آمد خطيب خطبه فصل الخطاب
هم على را از علوّ منزلت قائم مقام * هم نبى را از سموّ « 3 » مرتبت نايب مناب
زيب آغوش بتول و گوشوار گوش عرش * زينت دوش رسول و معنى امّ الكتاب
آخر اى بيدادگر گردون ، به پيش دادگر * مصطفى را چون دهى زين جور بىپايان جواب ؟
آل مروان را به لب از ساقى گلچهره ، مى * آل طه را جگر از آتش حسرت ، كباب
آفتاب روى او تابان ز رمح « 4 » مشركان * باد يا رب منكسف ، تا حشر روى آفتاب
روز محشر تا شفيع شيعيان گردد ، كشيد * شافع يوم الحساب ، اين ظلمهاى بىحساب « 5 »
هامش
( 1 ) - رياض العارفين ؛ ص 262 . لغت نامه دهخدا .
( 2 ) - درج : صندوقچه .
( 3 ) - سموّ : بلندى ، رفعت .
( 4 ) - رمح : نيزه ، جمع آن ارماح و رماح است .
( 5 ) - سيرى در مرثيهى عاشورايى ؛ ص 229 .