تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
هرجا كه بود آهويى از دشت پا كشيد * هرجا كه بود طائرى « 1 » از آشيان فتاد
شد وحشتى كه شور قيامت زياد رفت * چون چشم اهل بيت بر آن كشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم كار كرد * بر زخم‌هاى كارى تير و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان * بر پيكر شريف امام زمان فتاد
بىاختيار نعره‌ى هذا حسين از او * سرزد چنان كه آتش از او در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعة الرّسول
رو در مدينه كرد كه يا ايّها الرّسول

9

« اين كشته‌ى فتاده به هامون « 2 » حسين تست * وين صيد دست و پا زده در خون حسين تست
اين نخل تركز آتش جان سوز تشنگى * دود از زمين رسانده به گردون حسين تست
اين ماهى فتاده به درياى خون كه هست * زخم از ستاره بر تنش افزون حسين تست
اين غرقه‌ى محيط « 3 » شهادت كه روى دشت * از موج خون او شده گلگون حسين تست
اين خشك لب فتاده دور از لب فرات * كز خون او زمين شده جيحون حسين تست
اين شاه كم سپاه كه با خيل اشك و آه * خرگاه زين جهان زده بيرون حسين تست
اين قالب طپان كه چنين مانده بر زمين * شاه شهيد ناشده مدفون حسين تست »
چون روى در بقيع به زهرا خطاب كرد
وحش زمين و مرغ هوا را كباب كرد

10

« كاى مونس شكسته دلان حال ما ببين * ما را غريب و بىكس و بىآشنا ببين
اولاد خويش را كه شفيعان محشرند * در ورطه‌ى « 4 » عقوبت اهل جفا ببين
در خلد « 5 » بر حجاب دو كَوْن آستين‌فشان * و اندر جهان مصيبت ما برملا ببين
نىنى ورا چو ابر خروشان به كربلا * طغيان سيل فتنه و موج بلا ببين
تن‌هاى كشتگان همه در خاك و خون نگر * سرهاى سروران همه بر نيزه‌ها ببين
آن سر كه بود بر سر دوش نبى مدام * يك نيزه‌اش ز دوش مخالف جدا ببين
آن تن كه بود پرورشش در كنار تو * غلطان به خاك معركه‌ى كربلا ببين
يا بضعة الرّسول ز ابن زياد ، داد
كو خاك اهل بيت رسالت به باد داد »
هامش
( 1 ) - طائر : پرنده . ( 2 ) - هامون : دشت ، صحرا . ( 3 ) - محيط : اقيانوس ، دريا . ( 4 ) - ورطه : هر زمين پست و مغاك و هلاكت ، جمع آن وراط . ( 5 ) - خلد : بهشت .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 807 | مرضيه محمدزاده