تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
لم تزل بين جرح الحسين
و بين قصائدنا
مدن قانية
و لكى نقرأ الجرح ، لا بدّ من لغة ثانية ! ! « 1 »
چگونه كلمات مىتواند بيانگر مسافت بسيار بين شعله‌هاى عشق و لحظه سرد مرگ باشد . در ميان جراحت حسين ( ع ) و قصايد ما شهرهاى خون‌رنگى است كه توان تصوير آن را با تك‌زبان تنهاى خويش ندارد . پس بايد زبان ديگرى جستجو كرد . * * *
أراد أن يقول
شيئا عن الفاصلة البلهاء
بين النّوم و اليقظة ،
فاستسلمت الأشياء للذّهول ! « 2 »
مىخواهم چه بگويم ؟ ! درباره‌ى فاصله ابله خواب و بيدارى ! ( عدم مرزبندى حق و باطل را در ميان مردم به فاصله ابله خواب و بيدارى تعبير كرده است ) از ياران بىوفايى كه به حسين ( ع ) پشت نمودند و راه فناى خويش را با التماس و استغفار از دشمن خريدند كه آنها به خشوع گلى مىمانند كه مظهر شادابى و شكوفايى است در برابر الهه مرگ و پژمردگى . * * *
أراد أن يطفى عواء الرّيح ،
أو يستر عرى هذه الخيول
فصاح : يا أمطار هذا الأفق المسلول
مرّى على خيمتنا ،
فخبّات خلف الضّباب وجهها ،
و بعدها . . . أراد أن يقول :
لا تولدوا . . .
لا تولدوا فى زمن مقتول ! « 3 »
مىخواهم زوزه‌ى باد را خاموش سازم و بر اسبان عريان ترحم نمايم . فرياد مىكنم و بارانهاى اين آسمان مسلول و بيمار را به خيمه مىخوانم ؛ اما او خود را پشت مه پنهان مىسازد و فصول ، ابرهاى خود را دريغ مىدارند .
هامش
( 1 ) - الحسين لغة ثانية ؛ ص 160 . ( 2 ) - همان ؛ ص 13 . ( 3 ) - همان ؛ ص 14 و 15 .